۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه

ماهی در قرآن و در فیلم زینب

پرسیده بودید که آیا ماهی در قرآن آمده است و اگر آمده است نشانه چیست؟
خوب است ماهی را در قرآن و در فیلم زینب اجمالا بررسی کنیم.
در فیلم زینب بارها ماهی می بینیم. فیلم با رؤیای زینب آغازمی شود. زینب در این رؤیا ماهی های فراوان در کویر می بیند. او از خواب برمی خیزد و نگاه به تنگ ماهی خود می کند و در جاهای متعددی از فیلم می بینیم که زینب به ماهی خویش توجه دارد. 
 
روناک یونسی در نقش زینب در فیلم زینب اثر علیرضا توانا


در روی بیلبورد خیابان نیز وقتی با " مهتاب " در حال رفتن به بیمارستان است ما ماهی را می بینیم. وقتی نزد سیهان می رود می بیند که سیهان در حوض کوچکش چندین ماهی دارد.
در جایی که  زینب در نزد سیهان و مصطفی از تفسیر خواجه عبدالله انصاری می خواند همان آیاتی را می خواند که موسی و شاگردش در پی خضر بودند و سبد خود را که در آن ماهی بود کنار آب گذاشتند و آب به ماهی برخورد کرد و ماهی جان گرفت و راه خود را در دریا پیش گرفت و رفت.
 سپس سیهان نیز می گوید من ماهی نگه می دارم . ماهی مرا به یاد یونس  می اندازد. در فیلم می بینیم که با مرگ سیهان آب حوض در زمین فرو رفت و ماهی ها نیز ناپدید شدند و ...

پژمان بازغی  و روناک یونسی و کیکاووس یاکیده در فیلم زینب اثر علیرضا توانا

در قرآن نیز چند بار به ماهی اشاره شده است:
1-  در داستان موسی (ع) و شاگردش که در پی خضر بودند به ماهی اشاره شده است. در آیه 60 تا 65 از سوره "کهف" در این باره می خوانیم :
و [یاد کن] هنگامى را که موسى به جوان [همراه] خود گفت: دست بردار نیستم تا به محل برخورد دو دریا برسم یا سالیانی طولانی و دوران هایی   سیر کنم 60پس چون به محل برخورد دو [دریا] رسیدند ماهى خودشان را فراموش کردند و ماهى در دریا راه خود را در پیش گرفت [و رفت] 61و هنگامى که [از آنجا] گذشتند [موسى] به جوان خود گفت غذایمان را بیاور که راستى ما از این سفر رنج بسیار دیدیم 62گفت: دیدى وقتى به سوى آن صخره پناه بردیم، من ماهى را فراموش کردم و جز شیطان [کسى] آن را از یاد من نبرد تا به یادش باشم؛ و به طور عجیبى ماهی راه خود را در دریا پیش گرفت 63گفت این همان بود که ما مى‏جستیم پس جستجوکنان رد پاى خود را گرفتند و برگشتند 64تا بنده‏اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم 65
2- در سوره صافات آیه 139 تا 144 در مورد ماجرای حضرت یونس آمده است:
و در حقیقت‏ یونس از زمره فرستادگان بود 139آنگاه که به سوى کشتى انباشته گریخت 140پس [سرنشینان] با هم قرعه انداختند و [یونس] از مغلوب شدگان بود 141[او را به دریا افکندند] و ماهى او را بلعید در حالى که او نکوهشگر بود 142و اگر او از زمره تسبیح‏کنندگان نبود 143قطعا تا روزى که برانگیخته مى‏شوند در شکم آن [ماهى] مى‏ماند 144
3-  در قرآن کذیم در بیان ماجرای گروهی که روز شنبه صید کردن برای آنها حرام بود و از قضا روز شنبه ماهی ها روی آب می آمدند و روزهای دیگر چندان نمی آمدند و آنها برای حیله می زدند و روز شنبه دام را نصب می کردند و ماهی را در دام میی انداختند و روز دیگر ماهی را از آب می گرفتند، به ماهی اشاره شده است.
در این باره در آیه 163 از سوره "صافات"می خوانیم:
و از اهالى آن شهرى که کنار دریا بود از ایشان جویا شو، آنگاه که به [حکمِ] روز شنبه تجاوز مى‏کردند آنگاه که روز شنبه ماهیهایشان مى‏آمدند و روزهاى غیر شنبه به سوى آنان نمى‏آمدند. این گونه ما آنان را به سبب آنکه نافرمانى مى‏کردند مى‏آزمودیم 163
از یک منظر، ماهی به چند چیز و چند معنا اشاره دارد:
1- ماهی نشانه است. ماهی نشانه ای است که شخص با آن نشانه، راه خود را پیدا می کند و معنایی را درک می کند و درمی یابد که در پی چه چیزی باید برود. در ماجرای موسی (ع)و  شاگردش که در پی یک مرد الهی بودند ماهی نشانه ای بر آن مرد الهی بود و موسی(ع) و شاگردش را به سوی وی دلالت می کرد.  
در آیه 163 از سوره صافات نیز  که به ماجرای افرادی اشاره می کند که از صید ماهی در روز شنبه منع شده بودند ماهی نشانه ای برای آنها بود. 
2- گاهی ماهی به معنای دریافت کننده نشانه است. از این نظر، سالک یک ماهی است . زینب درفیلم زینب یکی از آن ماهی ها بود که در رؤیا می دید و در خانه سیهان می دید.
3- گاهی نیز ماهی به معنای نشانه گذار است؛ یعنی روحی همانند سیهان که  به امر حق نشانه ای برای کسی قرار می دهد. در ماجرای یونس (ع)، آن ماهی که او را بلعید و  در خود نگه داشت و سپس او را در ساحل نهاد ماهی همان نشانه گذار است.  البته، در اینجا آن ماهی هم نشانه گذار است، و هم نشانه ای برای یونس (ع) است.

 لطفا اگر مطالب سودمندی دارید که مکمل مباحث ماست برای ما بنویسید. منتظر نوشته های خوب شما هستیم.

ازدواج از منظر عرفان

خانم لیلا نوشته بودند:
" با دیدن این وبلاگ باور کنید ذوق زده شدم . من خیلی اتفاقی فیلم را دیدم . خیلی خیلی زیبا بود . به نظرم رسید ؛ عرفان و ازدواج زیاد با هم جور در نمی یاد . آیا درست فهمیدم ؟ ( ببخشید خود آقای علیرضا توانا ازدواج کردند ؟)
پاسخ:
آقای توانا ازدواج نکرده اند .
در عرفان همه چیز به افراد و شرایط و موقعیت آنها بستگی دارد  و نمی توان یک حکم کلی برای همه صادر کرد. درست همان طور که پزشک در مورد دو بیمار که بیماریِ مشابهی دارند، با توجه به  سن و  شرایط  آنها به هر کدام دارویی تجویز می کند. خلاصه هر کس نسخه خود را دارد. در عرفان نیز هین گونه است.
ما در میان عارفان، هم به افراد بزرگی برخورد می کنیم که اصلا ازدواج نکرده اند. هم به افرادی برخورد می کنیم که دیر ازدواج  کرده اند . هم به افرادی برمی خوریم که زود ازدواج کرده اند.
ازدواج کردن و تشکیل خانواده دادن سبب می شود مقداری از انرژی و فرصت انسان صرف مسائل خانوادگی و  مسئولیت های آن شود، اما با این وجود ازدواج کردن برای جمعی از سالکان با توجه به شرایطی که در آن قرار دارند، لازم است.

رشد و تعالی در معانی عرفانی

آقای جهانگیر  پرسیده بودند:
" اساسا عرفان به چه معناست ؟ و آیا با پیشرفت علوم،  تغییری نیز در معنای عرفان روی می دهد ؟ آیا عارف ؛ همچون زینب به دنبال کشف معنای جدید است یا همچون بسیاری دیگر تنها می باید در گذشته و معرفت عارفان پیشین غور کرد ؟ ( سازنده فیلم زینب ، انگار راه جدیدی را پیشنهاد می دهد . اینطور نیست ؟)"
پاسخ:
عرفان در لغت به معنای شناخت و معرفت، و عمل کردن بر اساس آن معرفت و شناخت است. البته گاهی شناخت  ما سببِ انجام دادن عملی می شود و گاهی ما عملی را  انجام می دهیم و در پی آن ، شناخت و معرفتی را  پیدا می کنیم . هر دو حالت وجود دارد. مثلا گاهی ما با معرفت به اینکه نشانه ها را باید جدی گرفت ، نشانه ای را جدی می گیریم و عملی را انجام می دهیم و گاهی ما عملی را انجام می دهیم بعد از انجام دادن آن عمل، تجربه ای تازه پیدا می کنیم و در می یابیم که باید نشانه ها را جدی گرفت.
شناخت و معرفت در هر مرتبه که باشد، نسبت به حضرت حق، نسبی است (یعنی  معرفت انسان نسبت به حقتغییر می کند و همواره قابل رشد است) در نتیجه،  همان طور که در هر علمی و در هر فنی، شناخت های جدیدی حاصل می شود و بشر به حقایقی دست می یابد، در عرفان نیز (چه در عرفان نظری و چه در عرفان عملی ) معرفت های جدید و نویی  کشف می شود و تجربه های جدیدی حاصل می شود؛ و این قضیه  همواره ادامه دارد.
  بنابراین، یک انسان آگاه  و هوشیار هرچند نوشته های عارفان پیشین را می خواند و در آنها می اندیشد، اما می داند که حقایق و معانی هرگز محدود به آنچه پیشینیان نوشته اند نیست. او همواره می کوشد که  معانی و برداشت های تازه تری را کشف کند و به تجربیات جدیدی برسد .
یکی از پیام های فیلم زینب نیز همین است. زینب در آغاز کار می کوشد فقط از طریق خواندنِ آثار عارفان پیشین حقایقی را دریابد، اما سپس متوجه می شود که خواندن کتاب های پیشینیان خوب است، اما کافی نیست. خواندن نوشته های عارفانِ پیشین  این فایده را برای ما دارد که  به طور  اجمالی بفهمیم که حقایقی فراتر از  آنچه در ظاهر می بینیم وجوددارد. همچنین نوشته های عارفان پیشین، همانند پلی است که به ما کمک می کند از آن عبور کنیم و به معانیِ تازه تر و عمیقتر، و به تجربیات جدیدتری دست یابیم. خلاصه اینکه، نباید در معانی و تجربیات عارفان پیشین متوقف شد.
سازنده فیلم زینب در این فیلم، این نکته را بیان می کند که حقایق و معانی به عرفان و حقایقی که عارفان گذشته آن را کشف کرده اند،  محدود نیست و مرزهای معرفت نامتناهی است.

زینب به روایت شما (8)

نویسنده: سهیل
آفتاب آمد دلیل آفتاب...
هر ظاهری باطنی دارد و هر چیزی سازنده ای خوشا به حال هوشی که فقط در ظاهر متوقف نشود، پس خوشا به حال کسی که فیلم فوق العاده و محشر زینب را با این نگاه، بیننده باشد...
نویسنده: امیربهادر
به جرات میشود گفت که در فیلم زینب نوعی شالوده  شکنی در  مفاهیم سیر و سلوک به روشنی نمایان است.در فیلم زینب سیر و سلوک به معنای مرید و مراد و اینکه حقیقت در قله ی قاف است مسخره به نظر میرسد.میبینیم که زینب در خانه اش است ولی پایان نامه اش زیر نظر استادی در کویر است.
نویسنده: نیکی
دلیل نزول قرآن ،صعود روح انسان است همانطورکه زینب با سپردن دلش به آیات الهی به اوج پرواز کرد.
نویسنده: بهنام
چقدر خوب این فیلم نشان داد که معجزه عمیق تر از آن چیزی است که در ذهنیت ماست .... معجزه آن چیزی است که از مسِ وجودِ ما طلا بسازد !