۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه

ماهی در قرآن و در فیلم زینب

پرسیده بودید که آیا ماهی در قرآن آمده است و اگر آمده است نشانه چیست؟
خوب است ماهی را در قرآن و در فیلم زینب اجمالا بررسی کنیم.
در فیلم زینب بارها ماهی می بینیم. فیلم با رؤیای زینب آغازمی شود. زینب در این رؤیا ماهی های فراوان در کویر می بیند. او از خواب برمی خیزد و نگاه به تنگ ماهی خود می کند و در جاهای متعددی از فیلم می بینیم که زینب به ماهی خویش توجه دارد. 
 
روناک یونسی در نقش زینب در فیلم زینب اثر علیرضا توانا


در روی بیلبورد خیابان نیز وقتی با " مهتاب " در حال رفتن به بیمارستان است ما ماهی را می بینیم. وقتی نزد سیهان می رود می بیند که سیهان در حوض کوچکش چندین ماهی دارد.
در جایی که  زینب در نزد سیهان و مصطفی از تفسیر خواجه عبدالله انصاری می خواند همان آیاتی را می خواند که موسی و شاگردش در پی خضر بودند و سبد خود را که در آن ماهی بود کنار آب گذاشتند و آب به ماهی برخورد کرد و ماهی جان گرفت و راه خود را در دریا پیش گرفت و رفت.
 سپس سیهان نیز می گوید من ماهی نگه می دارم . ماهی مرا به یاد یونس  می اندازد. در فیلم می بینیم که با مرگ سیهان آب حوض در زمین فرو رفت و ماهی ها نیز ناپدید شدند و ...

پژمان بازغی  و روناک یونسی و کیکاووس یاکیده در فیلم زینب اثر علیرضا توانا

در قرآن نیز چند بار به ماهی اشاره شده است:
1-  در داستان موسی (ع) و شاگردش که در پی خضر بودند به ماهی اشاره شده است. در آیه 60 تا 65 از سوره "کهف" در این باره می خوانیم :
و [یاد کن] هنگامى را که موسى به جوان [همراه] خود گفت: دست بردار نیستم تا به محل برخورد دو دریا برسم یا سالیانی طولانی و دوران هایی   سیر کنم 60پس چون به محل برخورد دو [دریا] رسیدند ماهى خودشان را فراموش کردند و ماهى در دریا راه خود را در پیش گرفت [و رفت] 61و هنگامى که [از آنجا] گذشتند [موسى] به جوان خود گفت غذایمان را بیاور که راستى ما از این سفر رنج بسیار دیدیم 62گفت: دیدى وقتى به سوى آن صخره پناه بردیم، من ماهى را فراموش کردم و جز شیطان [کسى] آن را از یاد من نبرد تا به یادش باشم؛ و به طور عجیبى ماهی راه خود را در دریا پیش گرفت 63گفت این همان بود که ما مى‏جستیم پس جستجوکنان رد پاى خود را گرفتند و برگشتند 64تا بنده‏اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم 65
2- در سوره صافات آیه 139 تا 144 در مورد ماجرای حضرت یونس آمده است:
و در حقیقت‏ یونس از زمره فرستادگان بود 139آنگاه که به سوى کشتى انباشته گریخت 140پس [سرنشینان] با هم قرعه انداختند و [یونس] از مغلوب شدگان بود 141[او را به دریا افکندند] و ماهى او را بلعید در حالى که او نکوهشگر بود 142و اگر او از زمره تسبیح‏کنندگان نبود 143قطعا تا روزى که برانگیخته مى‏شوند در شکم آن [ماهى] مى‏ماند 144
3-  در قرآن کذیم در بیان ماجرای گروهی که روز شنبه صید کردن برای آنها حرام بود و از قضا روز شنبه ماهی ها روی آب می آمدند و روزهای دیگر چندان نمی آمدند و آنها برای حیله می زدند و روز شنبه دام را نصب می کردند و ماهی را در دام میی انداختند و روز دیگر ماهی را از آب می گرفتند، به ماهی اشاره شده است.
در این باره در آیه 163 از سوره "صافات"می خوانیم:
و از اهالى آن شهرى که کنار دریا بود از ایشان جویا شو، آنگاه که به [حکمِ] روز شنبه تجاوز مى‏کردند آنگاه که روز شنبه ماهیهایشان مى‏آمدند و روزهاى غیر شنبه به سوى آنان نمى‏آمدند. این گونه ما آنان را به سبب آنکه نافرمانى مى‏کردند مى‏آزمودیم 163
از یک منظر، ماهی به چند چیز و چند معنا اشاره دارد:
1- ماهی نشانه است. ماهی نشانه ای است که شخص با آن نشانه، راه خود را پیدا می کند و معنایی را درک می کند و درمی یابد که در پی چه چیزی باید برود. در ماجرای موسی (ع)و  شاگردش که در پی یک مرد الهی بودند ماهی نشانه ای بر آن مرد الهی بود و موسی(ع) و شاگردش را به سوی وی دلالت می کرد.  
در آیه 163 از سوره صافات نیز  که به ماجرای افرادی اشاره می کند که از صید ماهی در روز شنبه منع شده بودند ماهی نشانه ای برای آنها بود. 
2- گاهی ماهی به معنای دریافت کننده نشانه است. از این نظر، سالک یک ماهی است . زینب درفیلم زینب یکی از آن ماهی ها بود که در رؤیا می دید و در خانه سیهان می دید.
3- گاهی نیز ماهی به معنای نشانه گذار است؛ یعنی روحی همانند سیهان که  به امر حق نشانه ای برای کسی قرار می دهد. در ماجرای یونس (ع)، آن ماهی که او را بلعید و  در خود نگه داشت و سپس او را در ساحل نهاد ماهی همان نشانه گذار است.  البته، در اینجا آن ماهی هم نشانه گذار است، و هم نشانه ای برای یونس (ع) است.

 لطفا اگر مطالب سودمندی دارید که مکمل مباحث ماست برای ما بنویسید. منتظر نوشته های خوب شما هستیم.

ازدواج از منظر عرفان

خانم لیلا نوشته بودند:
" با دیدن این وبلاگ باور کنید ذوق زده شدم . من خیلی اتفاقی فیلم را دیدم . خیلی خیلی زیبا بود . به نظرم رسید ؛ عرفان و ازدواج زیاد با هم جور در نمی یاد . آیا درست فهمیدم ؟ ( ببخشید خود آقای علیرضا توانا ازدواج کردند ؟)
پاسخ:
آقای توانا ازدواج نکرده اند .
در عرفان همه چیز به افراد و شرایط و موقعیت آنها بستگی دارد  و نمی توان یک حکم کلی برای همه صادر کرد. درست همان طور که پزشک در مورد دو بیمار که بیماریِ مشابهی دارند، با توجه به  سن و  شرایط  آنها به هر کدام دارویی تجویز می کند. خلاصه هر کس نسخه خود را دارد. در عرفان نیز هین گونه است.
ما در میان عارفان، هم به افراد بزرگی برخورد می کنیم که اصلا ازدواج نکرده اند. هم به افرادی برخورد می کنیم که دیر ازدواج  کرده اند . هم به افرادی برمی خوریم که زود ازدواج کرده اند.
ازدواج کردن و تشکیل خانواده دادن سبب می شود مقداری از انرژی و فرصت انسان صرف مسائل خانوادگی و  مسئولیت های آن شود، اما با این وجود ازدواج کردن برای جمعی از سالکان با توجه به شرایطی که در آن قرار دارند، لازم است.

رشد و تعالی در معانی عرفانی

آقای جهانگیر  پرسیده بودند:
" اساسا عرفان به چه معناست ؟ و آیا با پیشرفت علوم،  تغییری نیز در معنای عرفان روی می دهد ؟ آیا عارف ؛ همچون زینب به دنبال کشف معنای جدید است یا همچون بسیاری دیگر تنها می باید در گذشته و معرفت عارفان پیشین غور کرد ؟ ( سازنده فیلم زینب ، انگار راه جدیدی را پیشنهاد می دهد . اینطور نیست ؟)"
پاسخ:
عرفان در لغت به معنای شناخت و معرفت، و عمل کردن بر اساس آن معرفت و شناخت است. البته گاهی شناخت  ما سببِ انجام دادن عملی می شود و گاهی ما عملی را  انجام می دهیم و در پی آن ، شناخت و معرفتی را  پیدا می کنیم . هر دو حالت وجود دارد. مثلا گاهی ما با معرفت به اینکه نشانه ها را باید جدی گرفت ، نشانه ای را جدی می گیریم و عملی را انجام می دهیم و گاهی ما عملی را انجام می دهیم بعد از انجام دادن آن عمل، تجربه ای تازه پیدا می کنیم و در می یابیم که باید نشانه ها را جدی گرفت.
شناخت و معرفت در هر مرتبه که باشد، نسبت به حضرت حق، نسبی است (یعنی  معرفت انسان نسبت به حقتغییر می کند و همواره قابل رشد است) در نتیجه،  همان طور که در هر علمی و در هر فنی، شناخت های جدیدی حاصل می شود و بشر به حقایقی دست می یابد، در عرفان نیز (چه در عرفان نظری و چه در عرفان عملی ) معرفت های جدید و نویی  کشف می شود و تجربه های جدیدی حاصل می شود؛ و این قضیه  همواره ادامه دارد.
  بنابراین، یک انسان آگاه  و هوشیار هرچند نوشته های عارفان پیشین را می خواند و در آنها می اندیشد، اما می داند که حقایق و معانی هرگز محدود به آنچه پیشینیان نوشته اند نیست. او همواره می کوشد که  معانی و برداشت های تازه تری را کشف کند و به تجربیات جدیدی برسد .
یکی از پیام های فیلم زینب نیز همین است. زینب در آغاز کار می کوشد فقط از طریق خواندنِ آثار عارفان پیشین حقایقی را دریابد، اما سپس متوجه می شود که خواندن کتاب های پیشینیان خوب است، اما کافی نیست. خواندن نوشته های عارفانِ پیشین  این فایده را برای ما دارد که  به طور  اجمالی بفهمیم که حقایقی فراتر از  آنچه در ظاهر می بینیم وجوددارد. همچنین نوشته های عارفان پیشین، همانند پلی است که به ما کمک می کند از آن عبور کنیم و به معانیِ تازه تر و عمیقتر، و به تجربیات جدیدتری دست یابیم. خلاصه اینکه، نباید در معانی و تجربیات عارفان پیشین متوقف شد.
سازنده فیلم زینب در این فیلم، این نکته را بیان می کند که حقایق و معانی به عرفان و حقایقی که عارفان گذشته آن را کشف کرده اند،  محدود نیست و مرزهای معرفت نامتناهی است.

زینب به روایت شما (8)

نویسنده: سهیل
آفتاب آمد دلیل آفتاب...
هر ظاهری باطنی دارد و هر چیزی سازنده ای خوشا به حال هوشی که فقط در ظاهر متوقف نشود، پس خوشا به حال کسی که فیلم فوق العاده و محشر زینب را با این نگاه، بیننده باشد...
نویسنده: امیربهادر
به جرات میشود گفت که در فیلم زینب نوعی شالوده  شکنی در  مفاهیم سیر و سلوک به روشنی نمایان است.در فیلم زینب سیر و سلوک به معنای مرید و مراد و اینکه حقیقت در قله ی قاف است مسخره به نظر میرسد.میبینیم که زینب در خانه اش است ولی پایان نامه اش زیر نظر استادی در کویر است.
نویسنده: نیکی
دلیل نزول قرآن ،صعود روح انسان است همانطورکه زینب با سپردن دلش به آیات الهی به اوج پرواز کرد.
نویسنده: بهنام
چقدر خوب این فیلم نشان داد که معجزه عمیق تر از آن چیزی است که در ذهنیت ماست .... معجزه آن چیزی است که از مسِ وجودِ ما طلا بسازد !

۱۳۸۹ مهر ۲۲, پنجشنبه

ضرورت بازنگری دائمی و عمق بخشیدن به مسائل عرفانی

آقای جهانگیر نوشته بودند:
"با سلام و احترام . من مصاحبه آقای توانا را در تلویزیون دیدم . در چهره ایشان آرامشی دیدم که احساس کردم ایشان به آنچه می گویند ایمان دارند . به ایشان تبریک فراوان می گویم . اگر اجازه بفرمایید پرسشی را نیز مطرح کنم . آیا در این زمان می توان همراه پیشرفتهای علمی در مسایل عرفانی نیز پیشرفت کرد؟ آیا نظرگاههای عارفان نیازمند بازنگری نیست ؟ بسیار متشکرم . "
پاسخ:
عارفان به منزله کسانی هستند که با دوربین مکاشفه خود،  مشغول نظاره کردن پدیده های هستی اند.
برای روشن شدن پاسخِ این پرسش به چند نکته باید توجه کرد:
1-هستی و معانی و حقایق هستی بیکران است.
2- هیچ  عارفی مدعی نیست که همه هستی و همه حقایق را با دوربینِ مکاشفه خود مشاهده کرده است ،چون مکاشفه امری تدریجی است و امری است که از یک سوی به توان بشری دریافت کننده ربط دارد. پس چون حداقل از سوی دریافت کننده و بیینده محدودیت وجود دارد ( مردان الهی همانند حضرت حق مطلق نیستند) پس شهود آنها محدود است و هر کسی به چیزهایی در هستی با دوربین خود، و از زاویه دیدِ خویش  می نگرد.
4- ضمنا فهم و درک  آنچه کشف و شهود می شود نیز به قابلیت بیننده ربط دارد . با توجه به اینکه حضرت حق مطلق است و انسان محدود است،  پس فهم و درک هر عارف نیز محدود است (به ویژه اگر به این نکته عنایت داشته باشیم که عمر جسمانی هر عارف نیز برای کشف و شهود حقایق هستی محدود است.)
با توجه به آنچه گفته شد معلوم می شود : همان طور که در علم فیزیک و شیمی و زیست شناسی و ... پیشرفت حاصل می شود در عرفان نیز همین قاعده حکمفرماست و در عرفان نیز پیشرفت وجود دارد و نباید گمان کرد که سخنِ عمیقتری یافت نخواهد شد. ازاین رو، همواره نیاز به بازنگری به مسائل عرفانی وجود دارد، همان طور که نیاز به بازنگری در همه علوم و معارف وجود دارد.


زینب به روایت شما (7)

نویسنده: بیدار
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست........................
خدای زینب خدایی است که در چشمانش می درخشد در رگهایش جاری می شود( از رگ گردن هم  ........ )خدایی که چشمان نگرانش مرا می نگرد مبادا زمین بخورم .........ای کاش زمین بخورم تا دستانم را بگیرد.... چون زینب,  تشنه ی نوازشم...........

نویسنده: محمد
زینب بر اساس زندگی سروده شده است.زینب زندگی راوقتی فهمید که دانست زندگی در شفای از بیماری نیست.زندگی در دریافتن انچیزی است که برای ان میمیریم......
نویسنده: مرتضی امینی پور
کم سو شدن چشم ظاهره زینب و کور شدن چشم ظاهر  در این فیلم  نشانه برای این معناست که زینب نگاه ظاهر بین و سطحی را به تدریج کنار گذاشت تا  اینکه توانست با چشم دل بر دیدن حقایق تمرکز پیدا کند .
نویسنده : محمد
وقتی بخوای از موسیقی "زینب"بگم:انگار تو یه کنسرت نشسته بودم وقتی ازرنگهاش بخوام بگم: انگار تو یه گالری  نشسته بودم وقتی از گرماش بخوام بگم: انگار تو کویر بودم . وقتی از معجزش بخوام بگم:انگار کنار مصطفی و سیهان بودم. ولی حالا نمیدونم چی بگم....
نویسنده: نیکی
بیتاب دیدن مکرر فیلم آسمانی زینب هستم.تا دوباره،نه،چند باره با تک تک کلمات ،صحنه ها و نگاههاو......... همراه شوم، شاید ......

پاسخ به پرسش آقای صدرا

پرسش جناب آقای صدرا:
مسئولین بلاگ ؛ راهنمایی فرمایند که برای دریافت معناهای ژرف فیلم زینب  آثار مکتوب کدامیک از عارفان را پیشنهاد می کنند ؟ و اگر میسر است بفرمایند که چرا ؟ ( با دیدن این وبلاگ احساس می کنم گمشده ام را یافته ام . ) خیلی ممنونم .
پاسخ:
از آقای صدرا برای پرسش های بسیار خوبشان سپاسگزاریم.
آقای صدرایِ عزیز، اگر شما گمشده خود را در این فیلم می یابید، به این جهت است که نسبت درونی با این فیلم و معنای عمیق  آن برقرار می کنید. شما در پی حقایق هستید و چون آمادگی لازم را نیز برای فهم حقایق  در خود فراهم کرده اید،  گمشده خود را در این فیلم عمیق می یابید. کم نیستند افرادی که چون آمادگی لازم را ندارند از این فیلم آن اندازه که شما بهره می برید بهره نمی برند.
در مورد قرآن نیز قضیه همین گونه است. یعنی هر کس به نسبت آمادگی درونی خود از قرآن درک و فهمی دارد. اگر در فیلم زینب می بینیم که زینب ارتباطی با قرآن دارد که دیگران ندارند، به سبب نسبت او با قرآن و آمادگی فراوان او برای دریافت حقایق از قرآن است.
برای فهم معانی و حقایق موجود در فیلم زینب نوشته های عارفانی همچون حافظ و مولانا و جامی و عطار و محیّ الدین و عزیز الدین نسفی می تواند ما را یاری کند. چون نوشته های عارفان مکمل یکدیگر است. از سوی دیگر لازمه فهم برخی از کتابهای عمیق عرفانی، آگاهی از کتاب های دیگر است یعنی هرچیزی مقدماتی دارد.
یک نکته بسیار اساسی و مهم این است که هر مطلب صحیح عرفانی  ریشه و اشاره ای در قرآن دارد؛ و در واقع، مبنا و محور قرآن است. برای همین است که در فیلم زینب می بینیم که زینب از تفسیر خواجه عبدالله انصاری و تفسیر المیزان و فتوحات مکیه و نوشته های افراد مختلف استفاده می کند، اما تکیه او به قرآن است، و ارتباط قلبی او با قرآن است.
روناک یونسی در فیلم زینب اثر جناب آقای توانا

۱۳۸۹ مهر ۲۱, چهارشنبه

مقاله ای از روزنامه ی همشهری درباره فیلم زینب

در روزنامه همشهری مقاله ای  از آقای "احد حجار زاده " در باره فیلم زینب منتشر شد که تقدیم شما می شود:
سینمای‌ایران- احمدرضا حجارزاده :
نگاهی به فیلم «زینب» ساخته علیرضا توانا
سال‌های زیادی نیست که سینمای کشور ما، گونه تازه‌ای از سینما را با عنوان «سینمای معناگرا» در میان خود شناخته است که از همان سال‌های ابتدای پیدایش این پدیده نوظهور، شناسه‌ها و مشخصات خاصی برای آن تعریف و منظور شد و با همان شاخصه‌ها پیش رفت و در ذهن تماشاگر امروز سینمای ایران جا افتاد.

فیلم‌های بسیاری در این ژانر ساخته شدند و تماشاگر ذوق‌زده سینما، کمابیش با آن ارتباط برقرار کرد و به استقبال فیلم‌های معناگرا شتافت. از مهم‌ترین تولیدات چنین فیلم‌هایی، می‌توان به فیلم‌های «هبوط»، «زیر نور ماه»، «یک بوس کوچولو»، «آرامش در میان مردگان»، «وقتی همه خواب بودند» و «خانه‌ای روی آب» اشاره کرد که هرکدام با داستانی آمیخته به نشانه‌هایی از مرگ، ابدیت، یقین یا شک در وجود پروردگار و گمراهی و هدایت، به داستانگویی و تصویرپردازی روی کرده بودند. برخی در این میان، توفیق اقبال عمومی یافتند و حتی از جانب منتقدین، آثاری مهم و جدی تلقی و تشویق شدند  برخی دیگر، نه توجه تماشاگر عام و خاص را به خود جلب کردند و نه منتقدین را راضی.

«زینب» نیز با چنین رویکردی ساخته شد ولی ناگفته پیداست هرگز داعیه معناگرا بودن را نداشته و ندارد، چرا که برخلاف داستان پررمز و راز فیلم، خود اثر عاری از هرگونه نماد و ایمان‌های شعاری و امتحان پس‌ داده است و اتفاقا از همین حیث است که زینب با دیگر نمونه‌های مشابه در تمایز است و باید این تفاوت مهم را جدی انگاشت و بی‌تفاوت از آن نگذشت؛ اینکه فیلمی با هدف بیان داستانی عارفانه، ساده‌ترین شیوه‌ها را برای به تصویر کشیدن نمادهای مورد نیاز به کار گیرد، طوری که در پایان، هم بی‌آنکه لقمه را وارونه به خورد مخاطب دهد، او را از آنچه طالب دیدن و شنیدنش بوده، سیراب کرده و به اصطلاح حرفش را زده و هم زیباترین نشانه‌های کاربردی بصری را به خدمت گرفته است و فیلم، گنگ و الکن از بیان صحیح بصری نیست.

اما دقت در این امر ضروری است که چنین فیلمی با هوشمندی خالق و نویسنده‌اش- علیرضا توانا- هرگز در دام شعارگرایی نمی‌افتد و به شدت از آن پرهیز می‌کند، مبادا که تماشاگرش از جلوه ظاهری حرف‌های پیش از این گفته شده، خسته و بی‌حوصله باشد و دل به همراهیبا اثر ندهد. اینجا کلام موجز و کوتاه است، با توضیحات اضافه سروکار نداریم و تکرار فقط منوط به کدهایی است که در خدمت فضای فیلم و آدم‌هایش باشد.اینجا هرچه هست، احساس نه بازیگرها که کاراکترهاست؛ صداست. نور است و نگاه. دوربین چیزی را می‌بیند که تماشاگر دوست دارد ببیند و تماشاگر در تماشای زینب، ناخواسته و بی‌انتخاب چه زیبابین است. درست همانند خود زینب (روناک یونسی) که در پی دیدن زیبایی‌ها و نادیدنی‌هاست، پیش از آنکه این نعمت بی‌همتای الهی را از دست بدهد.

زینب فیلمی است درباره شناخت انسان و درک او از هستی و عشق. برخلاف آنچه سروشکل فیلم نشان می‌دهد، داستان فیلم زینب اصلا پیچیده نیست که دلنشین و ساده و روان است؛شخصیت‌های فیلم نیز هیچ‌کدام شکل و شمایل عجیب و غریبی ندارند. دقت کنید به این نکته که در طول فیلم، هیچ یک از شخصیت‌ها منفی نیستند؛ همه انسان‌های خوب، پاک، منزه و مقدسند. انسان‌ها اینجا، همه انسان‌هایی معمولی هستند، با لباس‌هایی ساده و بی‌ریا؛ عادی‌ترین انسان‌هایی که در هر جای دنیا امکان حضور و زندگی دارند. از همین انسان‌های به ظاهر معمولی، کارهای عجیب و غریب سر نمی‌زند و در پی معجزه نیستند؛ گویی که بزرگ‌ترین گویی که بزرگ‌ترین معجزه، خود انسان است و نه شفای او. معجزه حقیقی، هدایت انسان است به سوی نور.
منبع: همشهریhttp://www.hamshahrionline.ir/News/?id=79929 

از رهگذر خاک سر کوی دوست

 از رهگذر خاک سر کوی شما بود
هر نافه که  در دست نسیم سحر افتاد

۱۳۸۹ مهر ۱۹, دوشنبه

زینب به روایت شما (6)

نویسنده: مانی
در فیلم زینب هر کس در پی چیزی است و ماموریتی دارد. زینب در پی  این است بفهمد  خودش نشانه چیست و برای رسیدن به اینکه کیست و نشانه چیست چه راهی وجود دارد. خدمتکار خانه در پی این است که به زینب و خانه اش برسد و برای زینب از نگاه خودش دلسوزی می کند. مهتاب و شوهرش در پی این هستند که (از نگاه خودشان) به مهتاب خیر برسانند. علیرضا نیز عاشق زینب است و در پی اوست. مصطفی و سیهان نیز به زینب خیر می رسانند. دکتر نیز می خواهد با عمل جراحی به زینب خیر برساند. صفورا نیز برای زینب دعا می کند و خیرخواه اوست.
نویسنده: امیربهادر
از نظر من "زینب" نمایش کاملی از عشق و هارمونی بود. در متون عرفانی ما این مفهوم را در واژه های انتزاعی و دشخوار گرفتارمی بینیم ولی عجبا به توانایی کارگردان این فیلم که عهده دار چنین کار سختی شدند و حتی بهتر از بسیاری عرفا که آرزویشان بیان ساده ی این مفهوم بود آن را روشن وتبیین نمودند.
وحدت وجود  خیال خلاق و بسیاری دیگر از این جمله مفاهیم بودند که به شکل شگفت آوری ساده و روشن و دل نشین بیان شده است.

نویسنده: مهران
باید همانند زینب عاشق بود و باید قرآن را با چهارده  تعبیر و  تأویل خواند تا به مطلوب رسید وگرنه  بدون عشق، ظاهر قرآن را دیدن و خواندن و نشانه ها را ندیدن و تعبیر  نکردن آیات سبب نمی شد که زینب به مطلوب خود برسد.حضرت حافظ می فرماید: عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی با چهارده روایت.
نویسنده : حدیث
در کتاب مصباح الهدی نوشته شده امام صادق (ع)راجع به اولی
الالباب گفته اند:حکما حکمت را از راه سکوت اختیار کردن به ارث بردند.


نویسنده: بهار
عزلت سالکان بود به جسد / عزلت عارفان به هوش و خرد
آن بود عزلت جسد که مدام / بگسلی از همه ، چه خاص و چه عام
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چون بود عزلتت ز صحبت به / پا ز صحبت به کنج عزلت نه
عزلت آمد کلید گنج شهود / عزلت آمد علاج رنج وجود

گفتگوی روزنامه جام جم با نویسنده و کارگردان فیلم زینب

امروز دوشنبه ١٢ اسفند ١٣٨٧ جدیدترین مصاحبه روزنامه جام جم، با آقای علیرضا توانا نویسنده و کارگردان فیلم زینب انتشار یافت، که تقدیم شما عزیزان می شود:
زینب، دانشجوی رشته دکتری ادیان و عرفان، همزمان با نگارش پایان‌نامه‌اش به سبب بیماری در آستانه مرگ قرار گرفته است. او به اصرار دوستانش برخلاف میل باطنی در بیمارستان بستری می‌شود، ولی طی حوادثی پیش از عمل جراحی تصمیم می‌گیرد از بیمارستان بگریزد و مسیر تازه‌ای را برای درمان بیماری‌اش برگزیند، مسیری که طی کردن آن برای او آسان نیست... .

این بخشی از خلاصه داستان فیلم زینب به تهیه‌کنندگی، تدوین، نویسندگی و کارگردانی علیرضا تواناست که در بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلم (سینما ویدئو) را برای وی به ارمغان آورد.

توانا طی دوره‌ای 4 ساله مدیر گروه هنر سازمان مطالعات و تحقیقات صداوسیما بوده و در حال حاضر یکی از اعضای شورای طرح و برنامه گروه اجتماعی شبکه یک سیماست.
به نظر شما فیلم زینب جزو فیلم‌های دینی به شمار می‌آید یا در ژانر سینمای معناگرا تعریف می‌شود؟
واژه‌هایی مانند سینمای دینی یا سینمای معناگر واژه‌های مبهم و انتزاعی هستند و احساس می‌کنم در صورتی که قرار باشد تعریفی از گونه فیلم زینب صورت پذیرد و بخواهیم این اثر را در ژانری از سینما طبقه‌بندی کنیم، اگر چنین گونه‌ای که بیان می‌کنم وجود خارجی داشته باشد ترجیح می‌دهم فیلم زینب در گونه «سینمای انسانی» یا «سینمای انسان‌گرا» تعریف شود.
فارغ از این مساله که سینمای انسان‌گرا در ژانرهای سینمایی وجود خارجی دارد یا خیر، شما در جایگاه کارگردان این اثر از چه نشانه‌هایی برای القای مفهوم انسانیت مدنظرتان بهره برده‌اید؟
اساسا یکی از تم‌های اصلی این فیلم، بحث نشانه‌ها و چگونگی رویارویی با آنهاست. در طول ماجرای فیلم از زبان شخصیت‌های اصلی به شکل یک دیالوگ تکرارشونده می‌شنویم که «نشانه‌ها را جدی بگیرید!» با این شرح شخصیت زینب نمایان‌کننده کاراکتری است که در جستجوی معنای زندگی است. این سوال مطرح است که چرا در این جستجوست؟ چون او در مواجهه با کوری قرار گرفته است، کوری‌ای که منجر به مرگ او می‌شود.
زینب احساس می‌کند برای این که به مرگ خودش معنا دهد ناچار است به زندگی‌اش معنا ببخشد. وی همزمان با این جستجو در حال نگارش پایان‌نامه دکتری خود نیز است که به نقش «غیب» در ادبیات عرفانی مربوط می‌شود. زندگی شخصی زینب، دغدغه‌ها، مکاشفه‌ها و سلوکش در تعریف غیب و دریافتن نقش غیب در زندگی روزمره، او را به وادی حیرانی می‌کشاند. در این وادی زینب متوجه می‌شود که تمام آن اتفاقات کوچک و بزرگ که ما در زندگی با آنها برخورد داریم، همگی نشانه هستند، ولی چون ما آنها را بدیهی تصور می‌کنیم، درک این نشانه‌ها را نداریم. به تعبیری دیگر همه ما نشانه‌ایم در میان همه چیز که آنها نیز به سهم خود نشانه هستند.
فقط کافی است یک بار دیگر با دیدی جدید به همین اتفاقات، پدیده‌ها و رویدادهای محیط اطرافمان نگاه کنیم تا متوجه شویم غیب لحظه به لحظه در حال نو شدن است! در حال سخن گفتن با ماست و لحظه به لحظه در حال بیان این نکته است که تمام مسائل موجود در جهان معنا دارد.
برای ثبت نماهای بلند و استفاده از این نماها هدف خاصی داشتید یا برای تجربه این شیوه فیلمبرداری این نماها را لحاظ کرده‌اید؟
فیلم زینب به 2 بخش تقسیم می‌شود. بخشی که در تهران می‌گذرد و در واقعیت است و بخشی که به مکاشفه زینب بازمی‌گردد و در کویر اتفاق می‌افتد. در بخش تهران من از نماهای روی دست و نماهای بلند بهره گرفته‌ام و به این سبب این نوع دکوپاژ و حرکت دوربین را انتخاب کرده‌ام که سراسیمگی، آشفتگی و اضطراب زینب را به تصویر بکشم، اما در بخش مکاشفه که برخورد زینب با اشخاص غیبی را تشکیل می‌دهد شاهدیم که دوربین همزمان با زینب آرام می‌گیرد و نماها، آرام و نرم می‌شوند و دوربین از روی دست به روی ریل تراولینگ تغییر جایگاه می‌دهد.
در واقع دو نوع دکوپاژ را برای فیلمبرداری این اثر انتخاب کرده‌ام و در طراحی این دکوپاژها از حالت قصه و شخصیت داستان الهام گرفته‌ام و این دقت را تنها معطوف به فیلمبرداری نکرده‌ام بلکه سعی کردم در نور، رنگ، طراحی لباس و طراحی صحنه این تفاوت میان تهران و کویر (سراسیمگی و آرامش زینب) کاملا محسوس باشد.
در صحنه پایانی فیلم شاهد تصادف زینب هستیم. چرا زینب پایان تلخی مانند مرگ را برای خودش انتخاب می‌کند؟
باید تاکید کنم که فیلم زینب با مرگ او پایان نمی‌گیرد. یکی از تم‌هایی که من در این اثر در صدد بیان آن بوده‌ام این بود که انسان اساسا پایانی ندارد، مرگ پایان انسان نیست و خداوند انسان را برای نابودی خلق نکرده است.
به همین دلیل پایان‌بندی این فیلم را به شکلی انجام داده‌ام که با پایان‌بندی کلیشه‌ای همراه نباشد. زینب در پایان فیلم شفای روحی می‌یابد، پاسخ سوالات روحی‌اش را دریافت می‌کند، معجزه برای او یافتن پاسخ است، در واقع برای زینب غیب از آسمان روی زمین می‌آید. با این کار و پایان‌بندی معلق خواستم بگویم شفای جسمی زینب مدنظر من نبوده بلکه شفای روحی او را مورد توجه قرار داده‌ام و اثبات این مهم که خداوند هر چه را مقدر نماید آن زیباترین هدیه الهی برای انسان است حتی اگر خواست خداوند به ظاهر و از دید دیگران ناپسند باشد. همان‌طور که سیهان به زینب می‌گوید: چون خدا خوبه، هر چی هم بخواد خوبه!
در صحبت‌هایتان به معجزه اشاره کردید، اما در فیلم شاهد وقوع معجزه به صورت مستقیم نیستیم. آیا این خواست شما بوده یا چنین ذهنیتی برای القای مفهومی خاص به کار گرفته شده است؟
حرکت زینب به سمت کویر با یک نوشته در پایان‌نامه او شروع می‌شود، نوشته‌ای که به دست خط اوست ولی زینب آن را ننوشته است. مضمون آن نوشته این است که «برای شفا به زیارت سیهان به کویر برو.» از اینجا تماشاگر احساس می‌کند باید منتظر دیدن یک معجزه به همان شکل عرفی و کلیشه‌ای باشد، ولی پاسخش را در فیلم زینب به شکل دیگری می‌گیرد. تماشاگر در ابتدا احساس می‌کند سیهان نام یک زیارتگاه است، اما بلافاصله بعد از ملاقات زینب با سیهان متوجه می‌شود سیهان نام یک شخص است نه نام یک مکان و بعد برخلاف توقع زینب می‌بینیم سیهان یک انسان معمولی است که هیچ انگیزه و علاقه‌ای برای صحبت کردن درخصوص معجزه ندارد، به طوری که زینب احساس می‌کند همه چیز تمام شده و گویا خواسته‌اند او را به شکلی فریب دهند. ولی در انتهای گفتگویش با سیهان متوجه می‌شود سیهان دارد او را متوجه یک معنای بلندتر، ژرف‌تر و عمیق‌تری از زندگی می‌کند. در واقع سیهان برای زینب یک نشانه است نه یک معجزه‌گر.
مرگ سیهان بسیار ناگهانی و آنی صورت می‌گیرد، چرا برای مرگ او به دنبال دلیل و توجیه خاصی نبوده‌اید؟
سیهان در فیلم دارای دو مرگ است، مرگ اول مرگی است که ما آن را نمی‌بینیم، بلکه می‌شنویم و مرگ دوم، مرگی است که انتظار آن را نداریم ولی شاهد وقوع آن هستیم. نکته اصلی این است که فیلم اشخاص مختلفی را در جایگاه‌های گوناگون اجتماعی به نمایش می‌گذارد ولی هر کدام از این اشخاص که در برابر پرسش، واقعیت و جبری به نام مرگ قرار می‌گیرند واکنشی متفاوت را از خود بروز می‌دهند. برای مثال دکتر امانی را می‌بینیم که افسرده شده است اما زن بیمار در بیمارستان براحتی مرگ را می‌پذیرد و اشخاص دیگر نیز به شیوه‌های گوناگون با مرگ برخورد می‌کنند.
سیهان نیز به این شکل به زینب یادآوری می‌کند که وقتی به زندگی پس از مرگ ایمان داشته باشی و یقین داشته باشی خداوند با تمام ارتفاع و عمق‌اش نگهدار و همراه توست، آن موقع نه تنها از مرگ نمی‌گریزی بلکه به استقبال مرگ هم می‌شتابی. می‌دانی کلمه‌ای یا اسمی به نام سیهان در زبان فارسی وجود ندارد ؟ در واقع این نام را نیز برای فیلم زینب ساخته‌ام. یک جور ادای دین به قرآن و تعبیری که درباره نام یحیی دارد. یحیی نشانه مسیح است و قرآن درباره نام او می‌گوید: نامش یحیی است و پیش از او کسی را همنام او نگرداندیم. سیهان نیز در این فیلم، نشانه مصطفی است.
فیلم زینب آیا یک فیلم رئالیستی است؟
اول باید مشخص کنیم که واژه رئالیستی را در چه معنایی به کار می‌بریم. اگر منظور تعریف آکادمیک موجود از آن است باید بگویم نه! فیلم من رئالیستی نیست ولی اگر رئالیسم را به این شکل معنی می‌کنیم که نشان دادن یا نمایش واقعیت از دید هنرمند است، بله فیلم زینب یک اثر رئالیستی است و در گونه رئالیسم شاعرانه می‌گنجد.
آیا با همین دید می‌توان صحنه سوار شدن و مسافرت دو روح در اتوبوس را توجیه کرد؟
بله. واقعیت از نظر من این است و من آن را این‌گونه می‌بینم. واقعیت مد نظر من نه در جسم و نه در حجم‌ها تعریف می‌شود. از نظر من واقعیت در معناها ادامه پیدا می‌کند و اتفاق می‌افتد. ضمن این که هر فیلمی واقعیت خودش را می‌سازد. به بیان دیگر می‌توان گفت هیچ فیلمی واقعی نیست و به تعبیر دیگری همه فیلم‌ها واقعی‌اند، با این نگاه زینب هم واقعیت خودش را می‌سازد.
و کلام آخر؟
زینب فیلم ساده و بی‌ا‌دعایی است و توقع من این است که بتواند براحتی با تماشاگر ارتباط برقرار کند و اگر شده حتی لحظه‌ای او را به این فکر وا دارد که در پس بدیهیات زندگی معنایی نهفته است. اگر این امر تحقق یابد، به هدف فیلم رسیده‌ایم.

مطلبی از روزنامه جام جم درباره فیلم زینب

به گزارش خبرنگار ما، نویسنده فیلمنامه ، تدوین ، کارگردان و تهیه کننده این تله فیلم علیرضا تواناست که آن را برای گروه خانواده شبکه یک سیما ساخته است . بازیگران اصلی کار هم پژمان بازغی ، روناک یونسی ، پریسا شاهنده ، کیکاووس یاکیده و هستی محمایی هستند.
نام فیلم از اسم شخصیت اصلی اش گرفته شده و داستان زندگی دختری به نام زینب را روایت می کند که در جریان درگیری با بیماری صعب العلاجی که او را در آستانه نابینایی و مرگ قرار داده ، پایان نامه دکترایش در رشته ادیان و عرفان را هم تکمیل می کند. برای همین برخلاف میلش به اصرار دوستش مهتاب ، برای معالجه در بیمارستان بستری می شود؛ اما اتفاقاتی رخ می دهد که او قبل از انجام عمل جراحی از بیمارستان فرار می کند و راه دیگری را برای درمان بیماری اش انتخاب می کند، راهی که اصلا ساده نیست و مسیر پرپیچ وخم و مشکلی را پیش رویش باز می کند. او در پایان نامه اش جمله ای را با خط خودش می بیند که نوشته برای معالجه باید نزد فردی به اسم سیهان برود. برای همین با ماشینی که مدت هاست سوارش نشده ، راهی کویر می شود و در راه به شخصی به اسم مصطفی برمی خورد که به او کمک می کند و با او همراه می شود.
زینب با کمک او جای سیهان را پیدا می کند، ولی متوجه می شود که او (سیهان ) توان و علاقه شفا دادنش را ندارد. شب را به اصرار سیهان همانجا به صبح می رسانند و زینب وقتی بیدار می شود که مصطفی مشغول دفن جسد سیهان است . در ادامه زینب و مصطفی برای زیارت راهی مشهد می شوند، در حالی که موقع برگشت ، آغاز نابینایی کامل زینب و همین طور اتمام پایان نامه اوست . نقش زینب و مصطفی را روناک یونسی و پژمان بازغی بازی می کنند. کیکاووس یاکیده را در نقش سیهان می بینیم و پریسا شاهنده ، همسر او صفوراست که در مقطع دیگری از فیلم با او آشنا می شویم . هستی محمایی نقش مهتاب ، دوست زینب را بازی می کند و بقیه بازیگران هم فریبا جدیکار، احمد حامد، ابوالفضل شاه کرم ، اردشیر خدایی ، علیرضا نیل فروشان ، عفت رسولی نژاد، بهاره طاهری و زهره داوودی هستند.
به گفته علیرضا توانا، «زینب » در 35جلسه و در تهران و مناطق کویری اطراف نایین تصویربرداری شده . لوکیشن های فیلم در تهران ، نیاوران ، خیابان وصال و بیمارستان فیروزآبادی شهرری هستند و لوکیشن های کویری فیلم هم منطقه انارک است ؛ اما سرما و برف شدید اخیر و بارش برف بعد از 50سال در این منطقه بعد از 50سال در این منطقه باعث شد حدود 2هفته تصویربرداری کار متوقف شود و پروژه دیرتر از چیزی که تخمین زده می شد، به پایان برسد.
علیرضا توانا، تم اصلی کار را «توجه به نشانه ها» عنوان می کند و می گوید: شخصیت اصلی فیلم با مجموعه ای از نشانه ها روبه رو می شود که او را به پاسخ سوال اصلی پایان نامه اش می رساند، این چطور می شود کسی مثل زینب ، خواهر امام حسین (ع ) همه کسانش را از دست می دهد و با سختی های زیادی روبه رو می شود؛ اما می گوید که جز زیبایی چیزی ندیده است .توانا ادامه می دهد: زینب با این نیت از تهران خارج می شود که اتفاقی مثل معجزه که خودش توقع دارد، او را به زندگی برگرداند؛ اما با ماجراهایی که برایش اتفاق می افتد، می فهمد مهمترین مساله ، زندگی کردن با چیزهایی است که خدا برای بندگانش خواسته است .با پایان مونتاژ کار توسط بهرام دهقانی ، مسعود بهنام کار صداگذاری را انجام خواهد داد تا پس از آن بسرعت کار موسیقی این فیلم 110دقیقه ای هم به پایان برسد.
( این گفتگو پس از مرحله فیلمبرداری صورت گرفته است . تدوین اثر توسط فیلمساز انجام گرفت و کار صداگذاری و ترکیب صداها نیز به عهده حسین ابوالصدق بود . ) 
فیلمبرداری فیلم زینب


 

پاسخ به پرسش های آقای صدرا

پرسش  آقای "صدرا" از خانم بهار:
با سلام خدمت همه دوستان و امید موفقیت برای استاد علیرضا توانا ... پرسشی از خانم بهار داشتم که امیدوارم به آن پاسخ گویند . پیشاپیش از توجه ایشان سپاسگزارم . آیا زنان نیز می توانند هم چون مردان به سیروسلوک بپردازند ؟ آیا نسبت مصطفی و زینب در این فیلم فوق العاده ، هم چون نسبت روح و تن بود ؟ ( عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست ـــــ تا کرد مرا خالی و پر کرد ز دوست ... )
خانم بهار ؛ آیا در سلوک عملی ؛ زنی می تواند « مراد » باشد و مردی « مرید » ؟ ( ببخشید اگر پرسش هایم زیاد یا مبهم شد . بسیار ممنونم .)
پاسخ خانم بهار :
سیرو سلوک و رسیدن به کمال و قرب الهی ، یک مسئله ی باطنی و درونی است و هیچ تفاوتی از این نظر بین زنان و مردان وجود ندارد و تفاوتها فقط مربوط به مسائل بیرونی و ظاهری است که در بحث "مراد و مرید " انشاءالله به آن اشاره خواهم کرد .  

اتفاقا فکر می کنم یکی از نکاتی که فیلم "زینب" می خواست به آن اشاره کند ، همین مسئله بود (بحث سیرو سلوک زنان) . در عین حال که با به کار بردن نام "زینب" - با ظرافت - از زیبا بینی بزرگ زنی یاد کرد که آن همه رنج و سختی را در واقعه ی کربلا "زیبا" دید .
می دانید که زیبا دیدن مربوط به مقامی در سلوک عملی است که "احسان" نام دارد . در این مقام سالکان چون به شهود حقیقت می رسند ، زیبا فکر می کنند ، زیبا می بینند و زیبا رفتار می کنند .
از بزرگ بانوی اسلام و مادر بزرگوارشان که سرور بانوان جهان هستند ، بگذریم ، زنان دیگری هم در طول تاریخ بوده اند که منازل سیرو سلوک را با موفقیت طی کرده و به مقامات عالیه رسیده اند .

در کتاب "حضور پیدا و پنهان زن در متون صوفیه" نوشته ی خانم "زهرا طاهری" به معرفی زنان عارفی که از آغاز سده های نخستین هجری تا قبل از انقلاب مشروطه ، زندگی می کرده اند ، پرداخته شده است که از جمله ی آنان علاوه بر "رابعه ی عدویه "، "فاطمه نیشابوری" است که هم دوره ی عارف بزرگ "بایزید بسطامی" بوده و همسر او هم از شاگردان بایزید بوده است .
سوال دومتان در مورد مصطفی و زینب هم ، به یک معنا "مصطفی" برای "زینب" به مثابه "روح" بود ، چون به او زندگی تازه ای بخشید .

سوال دیگرتان در مورد "مراد و مرید" بود . تا آنجا که اطلاع دارم "مراد" به کسی اطلاق می شود که :
مراحل سیرو سلوک را طی کرده است و به کشف و یقین رسیده و "منصب" شیخی و مقتدایی دارد و به تکمیل ناقصان می پردازد .
و "مرید " کسی است که : از اراده و خواست خود آزاد (مجرد) بوده و از ماسوی الله بریده و به نقصان خود می نگرد و دائما در طلب کمال است ....
از آنجایی که زنان هم می توانند مراحل سیرو سلوک را مانند مردان طی کنند ، پس حتما هم می توانند به "مقام" مرادی برسند (یعنی مقام کسی که منازل را طی کرده و کامل است ) ولی اینکه چنین "منصبی" هم داشته باشند یعنی به کار هدایت و راهنمایی سالکان بپردازند ، نه در طول تاریخ ارسال پیامبران و نه در میان بانوان بزرگ اسلام و نه در سلاسل صوفیه ی مسلمان (حداقل تا آنجایی که بنده اطلاع دارم) ، چنین چیزی مشاهده نشده و یا زنی به عنوان "شیخ " و یا "قطب" معرفی نشده است .
البته گمان می کنم صحت و درستی این روش پسندیده ، با عقل بشری هم کاملا قابل درک و فهم است .
با آرزوی توفیق روزافزون برای شما

(پاسخ از سرکار خانم بهار، صاحب وبلاگ فیض گل www.feyzegol.persianblog.ir  )

" زینب" به روایت شما (5)

نویسنده: امیربهادر
زینب به ما میگوید "خدای تو همانی است که به آن میاندیشی" و گوشزد میکند که بین تمام اجزای هستی یک نوع پیوستگی وجود داردکه تو هم از آن مستثنا نیستی. فقط کافی است که"در خیالت فلک را سقف بشکافی و طرحی نو در اندازی" همان طوری که زینب در خیالش از بیمارستان خارج میشود و به نزد سیهان میرود.
نویسنده: بهار (وبلاگ www.feyzegol.persianblog.ir   )
با سلام و عرض ادب و احترام
اگر می خواهیم چون زینب ، چشمهایمان به روی حقیقت باز شود ، باید همانطور که شما هم فرمودید به حضرت حق اعتماد کنیم .... همچون اعتمادی که مادر موسی (ع) به پروردگارش نمود و نوزاد خود را در دریا رها کرد و زینب نیز که سلوکش از طریق مشورت با قرآن بود ، به تبع دریافت این پیام ،‌ خود را در دامان پروردگارش رها کرد و تسلیم محض شد .....
و الا مصداق این شعر "بابا طاهر" می شویم :
تو که ناخوانده ای علم سماوات / تو که نابرده ای ره در خرابات
تو که سود و زیان خود ندانی / به یاران کی رسی ، هیهات هیهات
نویسنده: بهزاد
این شعر از حضرت شهاب سهروردی در اندیشه ام فقط "زینب" را نمایان میکنه:
هان تان سر رشته خودگم نکنی/خود را ز برای نیک وبد گم نکنی
رهرو تویی راه تویی  منزل تو/ هشدار که راه خود به خود گم نکنی

زینب به روایت شما (4)

نویسنده: ناشناس
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
من "زینب" را فقط یک فیلم نمی دانم برای من زینب مثل یک شعر بودحتی لطیف تر از شعر, شعری که به جای کلمات از رنگ سروده شده بود از نگاه  از عشق .....من "زینب"را ندیدم با سراسر وجودم احساسش کردم  انگار من و تمام آسمانیان به تماشا نشسته بودیم

نویسنده: محسن
با قدری دقت در این فیلم به وضوح می توانستیم بفهمیم در این فیلم همه دیالوگ ها و هر چیزی نشان داده می شود  با قصد و نیتی انتخاب شده است و معنادار است و هیچ چیز برای خالی نبودن عریضه در فیلم گنجانده نشد.محشر بود.
نویسنده: ستاره


عکسی از پشت صحنه فیلم زینب

عکسی از پشت صحنه فیلم زینب (روناک یونسی در نقش زینب  و جناب آقای علیرضا توانا نویسنده و کارگردان فیلم زینب)

پرسشی در مورد مرگ سیهان

این پرسش را مطرح فرموده بودید که " خیلی دلم میخواهد بدانم چرا سیهان در عالم معنا(میمیرد)و مصطفی او را در(خاک)دفن میکند؟"
پاسخ:
از دیدگاه اهل معرفت عالم دنیا و آخرت، و عالم ظاهر و باطن، و به قول شما عالم دنیا و عالم معنا،  در هَم تنیده و تُو در تُو  است. محیی الدین در کتاب "فصوص الحکم" و  "فتوحات مکیه" می فرماید که همه عُمر ،خواب است؛ و زندگی و  هستی سراسر رؤیاها و در خیال هایِ تُو در تُو است. در این فیلم نیز  به همین نکته اشاره دارد،  و برای همین  جهت آقای علیرضا توانا  با هوشمندی خود فیلمنامه را طوری طراحی کرده است که در طول فیلم ما نمی توانیم مرز میان رؤیا و بیداری را دقیقا  معین کنیم. ( البته بحث "خواب" در فیلم زینب را  در یک یا چند  نوشته ی مستقل بررسی خواهیم کرد)
از چند جهت ، محیی الدین در کتاب  "فصوص الحکم"و "فتوحات" تصریح می کند که  نامِ خواب و رؤیا و خیال را بر تمام عمر و تمام هستی می توان نهاد. از دیدگاه وی،  یک جهت این است که همه چیز  در هستی نیازمند تعبیر و تأویل است، و همه چیز نشانه است که باید معنا یا معانی آن را دریافت . در اوایلِ فیلمِ زینب نیز به طور صریح، این نکته بیان شده است.
بنابراین، اینکه زینب در رؤیا می بیند که سیهان می میرد و مصطفی او را در خاک دفن می کند (در حالی که وقتی "زینب" با "صفورا" صحبت می کند ما می فهمیم که "سیهان" قبلا مرده است) این خودش یک نشانه است و باید از ظاهر آن عبور کرد و آن را تعبیر و تأویل کرد و معنای آن را دریافت.
 از نگاه من ، یکی از اشاراتش به این است که مخاطب دریابد که دنیا و آخرت، عالم ظاهر و عالم باطن ، این جهان و جهان غیب، در هم تنیده است. البته، اشارات دیگری نیز دارد که خوب است از زبان شما بشنویم. لطفا برداشت های خودتان را از این قضیه بنویسید.
                                    نویسنده: دل ، یکی از دوستداران فیلم زینب، صاحبِ وبلاگِ "اذان دل" www.azaan. persianblog

زینب به روایت شما

 

نویسنده: بهار
با سلام و احترام
زحمات استاد توانا ، واقعا جای سپاس و قدردانی دارد چون با ساختن این فیلم به مخاطب خود می فهمانند که قرآن کریم ، صرفا یک کتاب مقدس که باید در کنج کتابخانه جای بگیرد و یا درمواقعی خاص از آن استفاده کرد ، ‌نیست . بلکه کتاب راهنما و کتاب زندگی و کتابی است که با هادی قرار دادن آن می توان انشاءالله منازل سلوک را طی کرد و آرام آرام به مقصد رسید .... به شرط آنکه آمادگی فهم و درک آیات را در درون خود بوجود آورده باشیم که به فرمایش قرآن کریم : لا یمسه الا المطهرون ....
امید که ثمره ی این رنج و تلاش به بار نشستن نهال انس با قرآن در قلوب مخاطبینشان باشد .
...و چقدر زیبا و هنرمندانه این تاثیر را به نمایش گذاشتند و نشان دادند که عالم غیب و شهود ، در دل یکدیگرند و درواقع دو روی یک سکه اند و مرگ چیزی نیست ، جز ادامه ی بعد معنایی ی زندگی ....
توفیق رفیق راهشان باد .
نویسنده: حدیث
با عرض سلام وتبریک از اینکه ثمرات تلاش 5 سالتان به بار نشست.فیلم با بیداری زینب آغاز می شود که اولین گام شخصِ منتظرِ بیداری است.یک شخص منتظر ممکن است اسباب وسایلی که در اختیار دیگران است نداشته باشد (موجودی ظاهری اوجسم بیمار ،مرکب خراب،وضع مادی نامناسب) ولی چون طالب است از هر تلاشی برای رسیدن وکامل شدن کوتاهی نخواهد کرد.یک سالک منتظر خوبی است ویک منتظر سالک بدون توقف.
نویسنده: نیکی
باسلام و احترام.وقتی صحبت از عالم معناست ،طبیعی است که هر کس بنابر دیدگاه خود برداشتی متفاوت از نظر دیگران داشته باشد.فیلم زیبای زینب هم همین ویژگی را داردو اما یکی دیگر از نقاط قوت این فیلم این است که اصلا نقش منفی ندارد و این باعث می شود که در درون تماشاگردر تمام مدت دیدن فیلم هیچ اضطراب کاذبی بوجود نمیآید و بیننده با آرامشی که لازمه ی ورود به عالم معناست فیلم را می بیند.
شخصیت سیهان بسیار جذاب و گیراست و من خیلی دلم میخواهد بدانم چرا سیهان در عالم معنا(میمیرد)و مصطفی او را در(خاک)دفن میکند؟
+ دوستداران فیلم زینب ; ٩:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٥

زینب به روایت شما (3)

نویسنده: بهار
یکی از ویژگی های زینب ، عزلت و گوشه نشینی او بود . البته منظورم از عزلت ،‌عزلت به لحاظ فکری و اندیشه ای است هرچند که گاهی منجر به عزلت جسمانی هم می شود . کمااینکه در مورد زینب او را به این نتیجه رسانده بود که به ازدواج با علیرضا تن ندهد و تنهایی را به این مشارکت ترجیح دهد .
برداشت بنده از این مقام که از منازل سلوک است این است که پیش از آنکه سالک بخواهد آن را برگزیند ،‌او سالک را در دامان خود فرو می برد .... چونکه هرچقدر سالکی در مسیر خود بیشتر پیش می رود ، تنها و تنهاتر می شود ، بطوریکه گاهی احساس می کند هیچ همدمی ندارد .
زینب با اینکه ظاهرا در کنار دوستش بود و (اگر اشتباه نکرده باشم) از بچگی با هم بزرگ شده بودند ، ولی واقعا به لحاظ فکری از او جدا بود و دوست او نمی توانست حالات و علائق او را درک کند .

و البته تا این عزلتها و گوشه نشینی ها برای سالک پیش نیاید ، چشم او به روی حقایق باز نخواهد شد .
و سلام ودرود خدا بر بزرگ مردانی که اینقدر زیبا و هنرمندانه این معانی عمیق را به تصویر کشیده اند .
چون وقتی که می خواهیم معانی را به واژه ها و تصاویر مبدل سازیم ، از مقام خود تنزل می کنند . پس رساندن آن معنا و مفهوم کاری بس سخت و دشوار است .....

نویسنده: مریم
باسلام
یکی از ویژگیهای زینب این بود که لیاقت خود را نشان داده وهوش سرشار او ,واینکه توکل واعتماد به خداوند وهمراهی مصطفی (هادی).....ودرنهایت "عشق"
اینکه راه وهدف خود را مشخص کرده وسختیها را با جان ودل خریده تا به مرتبه بالا تر برسد البته بااستاد راهنما (درونی یا بیرونی)

زینب به روایت شما (2)

نویسنده : بهار
آنقدر بحث نمادها در این فیلم مهم و پر رنگ است که این حقیقت که "دنیا ظل و سایه ی عالم معناست" کاملا مشهود بود ، حتی روشن شدن چراغ در مسیر حرکت زینب ، نماد حقیقتی بالاتر در سیر روحانی او بود .
مسئله ی مهم دیگر ، راهنما و راهگشا بودن "قرآن کریم" برای سالکان است و اینکه اگر کسی با "قرآن" مانوس باشد ، بطوریکه بتواند پیام خداوند را از آیات درک کند ،‌چقدر می تواند محکم و با اطمینان در مسیر خود حرکت کند .
نکته ی دیگر این بود که هرگامی که ما در مسیر کمال برمی داریم ، تحت نظارت و هدایت ملکوتیان است . پس نباید گمان کنیم که به حال خود رها شده ایم و مانند گیاهی خودرو به هر سو سر می کشیم .... و درک این مطلب همانطور که شما به آن اشاره کردید واقعا لذت بخش و آرامش دهنده است .
.... و دیگر اینکه اگر می خواهیم پیام خداوند را در همه ی آیات درک کنیم ،
اگر می خواهیم لطف خداوند را در همه چیز احساس کنیم ،
اگر می خواهیم به شهود حقیقت برسیم ،‌
باید چون زینب صاف و عاشق باشیم .....
با آرزوی توفیق روز افزون برای استاد توانا

نوبسنده: هدی
بسیار فیلم جذاب و پر نکته ای بود. به نظر من یکی از نکته هایش این بود که خداوند چقدر مهربان و نزدیک به انسان است که او را قدم به قدم راه می برد و واقعا هم همینطور است اگر انسان خودش را تسلیم اراده و خواست حضرت حق کند دیگر نیازی به وجود ظاهری و جسم تاحد زیادی ندارد چون خداوند راهبر و راهنمای اوست.نکته دیگر اینکه: انسان اگر با عشق واقعی به دنبال هدفش باشد خداوند دستش را می گیردو کمکش می کند و او را با نشانه ها هدایت می کند. خلاصه نکته زیاد و زبان عاجز و ناتوان . با دیدن این فیلم نه تنها درسهای زیادی گرفتم بلکه روح و جان تازه ای به من دست داده و دوست دارم که مانند زینب به عشق واقعی برسم. .. .
نویسنده: صبا 
فیلم زینب از هر نظر بهترین فیلم ، و بسیار پر معنا بود و به نویسنده و کارگردان توانمند آن تبریک باید گفت و مشتاقانه منتظر فیلم های بیشتری از ایشان هستیم تا به حقایق بیشتری آگاه شویم و مصمم تر در این راه قدم برداریم .
نویسنده:  حدیث
یک منتظر باید مثل زینب تشنه وار در جستجوی درمان کوری دشت وکویر را طی کند وگرنه با  بیماری کوری به مرگ نادانی از علت کوری خواهد مرد.تحلیلی بر فیلم هم اکنون نمی توانم ارائه دهم که:دیدن حداقل چند باره را لازم می دانم ... .
نویسنده:  مریم
برخی از پیام های فیلم:
1-در مورد نشانه ها که باید اهمیت زیادی به ان داد و به قول شما اعتماد کرد.
2-اشاره به پیامبران مثل:حضرت موسی(ع)و یونس(ع)

3-مشورت با قران

4-محبت به خدا و شوق به لقای او و انس به اوست

5-دنیا برای سالکان که دنبال علم و معرفت هستند ارزشی ندارند.

نویسنده: علی
زینب یعنی: چشم دل بازکن که جان بیننی / آنچه نادیدنی است آن بینی .

زینب به روایت شما

............زینب پنهانی را کشف نکرد ،آنچه را (بود)، با اراده پیدا کرد.

۱۳۸۹ مهر ۱۵, پنجشنبه

آخرین نشست‌های خبری جشنواره فجر

فیلم زینب در جشنواره فجر سال 1387 برنده جایزه بهترین فیلم و نامزد بهترین کارگردانی شد. نشست مطبوعاتی نیز با استاد توانا انجام شد که خلاصه ای از آن تقدیم شما می شود.
خبرگزاری فارس: «علیرضا توانا» کارگردان تله‌فیلم «زینب» گفت: با فیلم «زینب» قصد داشتم تا بگویم عالم غیب چه تاثیری در زندگی ما دارد.
نشست خبری مطبوعاتی فیلم زینب در جشنواره فجر
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، نشست خبری تله‌فیلم «زینب» آخرین نشست رسانه‌‌ای جشنواره فیلم فجر بود به روی صحنه رفتند تا با اجرای کامران ملکی نشست مطبوعاتی این فیلم را برگزار کنند.
علیرضا توانا کارگردان این تله‌فیلم در ابتدای این جلسه گفت: مهم‌ترین مسئله فلسفی که انسان در برابرش قرار می‌گیرد مرگ است و آدم‌ها دنبال این سوال هستند که پس از مرگ زندگی چه می‌شود. تنها چیزی هم که در این میان وجود دارد یک سری نشانه‌هاست که معانی عام و خاص برای هر فرد را توامان دارد. من در این تله‌فیلم می‌خواستم غیب را از آسمان به زمین بیاورم و بگویم عالم غیب چه تاثیری در زندگی ما دارد.
«پریسا شاهنده» طراح صحنه این فیلم در این نشست در مورد طراحی لباس این فیلم گفت: این فیلم اولین کار حرفه‌ای من به عنوان طراح لباس بعد از تجربه‌های بازیگری و ساخت فیلم کوتاه است. سعی می‌کردم که بخش طراحی لباس در این فیلم به شکلی باشد که لباس‌ها واقعی و قابل لمس باشد و بتوان آنها را در زندگی روزمره پیدا کرد. برای شخصیت زینب نیز لباس خاصی را طراحی کردم که رنگ آن را از کویر الهام گرفتم و در کل خواستیم همه چیز در این فیلم دلنشین باشد.
«روناک یونسی» بازیگر نقش «زینب» در این فیلم گفت: برای رسیدن به زینب راه سختی را پیمودم و توشه راهم عشق بود.با دلم فیلمنامه را پذیرفتم و پس از آن دیگر برایم اهمیتی نداشت که چقدر سختی بکشم. باید بسیاری از چیزها را یاد می‌گرفتم و کارگردان فیلم جلسات زیادی با من گذاشت تا مسایل عرفانی را که در فیلم بود به من بیاموزد در کویر هم با وضعیت سخت و شرایط آب و هوایی وحشتناکی رو به رو بودیم که کارگردان حتی در آنجا نیز تا با من صحبت نمی‌کرد و من را برای ایفای نقش آماده نمی‌کرد جلوی دوربین نمی‌رفتم. زینب شخصیت سختی بود و سختی‌ها برای رسیدن به این شخصیت جواب داد چون آن را باور کرده بودم.
«توانا» نیز «روناک یونسی» را بازیگری مناسب برای ایفای نقش زینب دانست و گفت: افراد متفاوتی را برای این نقش مدنظر داشتم اما روناک یونسی مناسب‌ترین گزینه برای این نقش بود چون او بازیگری بالفطره خوب است و با تمام وجودش در خدمت فیلمنامه قرار می‌گیرد.
«محسن گودرزی» فیلمبردار بخش کویر این تله‌فیلم نیز شرایط کاری را بسیار سخت دانست و گفت: البته من دوست داشتم این فیلم 35 میلیمتری فیلمبرداری شود اما متاسفانه نصف آن گرفته شده بود و من باید ان را ادامه می‌دادم. در کویر شرایط کاری سخت، نبود برق و سرمای طاقت‌فرسا داشتیم و به قول روستایی‌ها بعد از 100 سال برف باریده بود و ما باید برف را هم در فیلم نمی‌دیدیم. فضاهای حسی و عجیب و غریبی در فیلم وجود داشت که بسیاری از آنها را هم با نور طبیعی درست کردیم.

کارگردان فیلم زینب :ایده تا ساخت فیلم «زینب» پنج سال زمان برد

علیرضا توانا کارگردان این فیلم درباره‌ی این فیلم گفت: «زینب» پس از نگارش فیلمنامه، روندی بسیار بلند‌مدت داشت و از ایده تا بازنویسی آن تا زمان تولید فیلم به‌دلیل برخی مشکلات که فعلا ترجیح می‌دهم صحبتی از آن‌ها نشود، نزدیک به پنج سال به‌طول انجامید. از سوی دیگر طرح این فیلم جزو طرح‌هایی بود که خیلی به آن علاقه‌مند‌ بود و مدت زیادی برروی آن کار کردم. در نهایت نیز این فیلم با کمک‌ها و تلاش‌های فراوان دکتر جواد حاتمی جلوی دوربین رفت و ساخته شد.
او در ادامه، شرایط جوی سال گذشته را از دیگر مشکلات ساخت این فیلم خواند و افزود: بخشی از فیلمبرداری این فیلم می‌بایست در کویر صورت می‌گرفت و سال گذشته پس ازسال‌ها، در کویر مورد نظر ما ۵۰ سانتی‌متر برف نشسته بود و همین مساله موجب شد وقفه‌ای چند روزه در ساخت پیش آید، اما در نهایت با همکاری و کمک اعضای گروه این فیلم به سرانجام رسید.
توانا در بخش دیگری از صحبت‌هایش نیز عنوان کرد: در ابتدا فیلمنامه این فیلم را برای یک فیلم سینمایی نوشته بودم، اما بعد از پنج‌ سال، آن را با همکاری گروه اجتماعی شبکه اول سیما جلوی دوربین بردم و دراین میان در همکاری با صدا‌وسیما بسیار راحت بودم.
این کارگردان در ارتباط روند ساخت این فیلم هم گفت: فیلمبرداری این فیلم از آذرماه سال گذشته آغاز شد و با وقفه‌ای کوتاه نزدیک به ۴۵ روز به‌طول انجامید، تدوین این فیلم نیز نزدیک به یک‌ماه و نمی طول کشید و در نهایت پس از سی مراحل صدا‌گذاری ، ساخت آن در پاییز امسال به پایان رسید.
این فیلم که نام آن در میان فیلم‌های پذیرفته شده در بخش فیلم‌های ویدیویی فجر نیز دیده می‌شود(که البته بعد از این مصاحبه بهترین فیلم و نامزد بهترین کارگردانی شناخته شد)، درباره‌ی «زینب» دانشجوی دکترای ادیان و عرفان است که همزمان با نگارش پایان‌نامه‌ای به‌دلیل بیماری در آستانه مرگ قرار گرفته است. او به اصرار دوستانش علیرغم میل باطنی، در بیمارستان بستری می‌شود؛ ولی طی حوادثی پیش از عمل جراحی تصمیم می‌گیرد از بیمارستان بگریزد و مسیر تازه‌ای را برای درمان بیماری‌اش برگزیند. مسیر دیگری که برای او آسان نیست...

نشست ایکنا با عوامل فیلم زینب

نشست ایکنا با عوامل فیلم «زینب» برگزار شد
گروه هنر: نشست تخصصی بررسی تله‌فیلم «زینب»، برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم بخش ویدئو سینما در بیست‌وهفتمین جشنواره فیلم فجر، روز گذشته با حضور علیرضا توانا؛ کارگردان، پریسا شاهنده؛ طراح لباس و بازیگر و سعید زین‌العابدینی؛ دستیار کارگردان در غرفه ایکنای نمایشگاه سیمرغ (دست‌آوردهای سی‌سال انقلاب اسلامی) برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، علیرضا توانا؛ کارگردان و فیلمنامه نویس اثر، در این نشست با بیان این‌که قرآن در زندگی شخصیت اصلی فیلم، یعنی زینب، جایگاهی بالاتر از یک کتاب مقدس را داراست گفت: زینب به واقع با قرآن زندگی را به دست می‌آورد و در طول داستان؛ تمام زندگی برای او به واسطه قرآن است که معنی پیدا می‌کند. از نظر تماتیک زینب چند تم اصلی را دنبال می‌کند که می‌توان از جست‌‌وجوی معنا در زندگی روزمره جدی گرفتن نشانه‌ها و گفت‌وگوی مدام با نمادها و پیام‌های قرآنی اشاره کرد.

استاد علیرضا توانا و بخری دیگر از عوامل فیمل زینب  در نشست با ایکنا
وی افزود: این فیلم در تمام مراحل ساخته شدنش به دنبال تأثیرپذیری از قرآن بوده است، چه از منظر داستا‌‌ن‌ها و قصص قرآن و چه از نظر روایت‌ها و مفاهیم چه از منظر داستا‌‌ن‌ها و قصص قرآن و چه از نظر روایت‌ها و مفاهیم غیر داستانی و زینب نیز در تمام داستان به گونه‌ای به پاسخگویی پیرامون خود مشغول است که با کمی دقت می‌توان دریافت که او در واقع در حال بازگویی قرآن با زبان خویش است.

توانا در ادامه به بحث نشانه‌شناسی و تأثیر شخصیت زینب در طول داستان از نشانه‌های قرآن اشاره کرد و گفت: در طول روایت داستانی فیلم، به دلیل نوع نگاه زینب شاهدیم که بسیاری از وقایع و عکس‌العمل‌های او در ارتباط با وقایع داستانی بر اساس نشانه‌ها و روایات قرآنی برای بیننده معنی می‌یابد که این اشاره‌ای است به میزان درک او از نشانه‌های مطرح شده در قرآن برای یک انسان و پاسخ‌هایی که شایسته انسان مؤمن در این شرایط است.

پریسا شاهنده نیز که علاوه بر بازیگری، طراحی لباس را در این تله‌فیلم به عهده داشته است، گفت: اعتماد من به نویسنده و این‌که از منظر چه اندیشه‌ای این کار در حال شکل‌گیری بود به من کمک زیادی کرد. ما حساسیت زیادی در ایجاد باورپذیری در فرم کار برای مخاطب داشتیم تا اثر بتواند به خوبی نماینده معناهایی که کارگردان به دنبال آن است، باشد و انتخاب چهار‌رنگ خاص قهوه‌ای، سبز، آبی و فیروزه انتخاب چهار‌رنگ خاص قهوه‌ای، سبز، آبی و فیروزه‌ای در طراحی لباس‌ها در صحنه نیز، به همین دلیل است.

علیرضا توانا:
به دلیل نوع نگاه زینب شاهدیم که بسیاری از وقایع و عکس‌العمل‌های او در ارتباط با وقایع داستانی بر اساس نشانه‌ها و روایات قرآنی برای بیننده معنی می‌یابد
یاد‌آوری می‌شود داستان این فیلم درباره دختری است به نام زینب که دانشجوی دکترای ادیان و عرفان است که همزمان با نگارش پایان نامه‌اش، به دلیل بیماری در آستانه مرگ قرار گرفته است. او به اصرار دوستانش علیرغم میل باطنی، در بیمارستان بستری می‌شود، ولی طی حوادثی پیش از عمل جراحی تصمیم می‌گیرد از بیمارستان بگریزد و مسیر تازه‌ای را برای درمان بیماری‌اش برگزیند، مسیر دیگری که برای او آسان نیست ...

این تله‌فیلم با تهیه‌کنندگی، نویسندگی و کارگردانی علیرضا توانا و با بازی روناک یونسی، پژمان بازغی، کیکاووس یاکیده و پریسا شاهنده برای گروه اجتماعی شبکه اول سیما ساخته شده و در بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به عنوان برترین فیلم بلند ویدئویی انتخاب شد.
منبع: خبرگزاری ایکنا

مقاله ای از روزنامه ی همشهری درباره فیلم زینب

در روزنامه همشهری مقاله ای  از آقای "احد حجار زاده " در باره فیلم زینب منتشر شد که تقدیم شما می شود:
سینمای‌ایران- احمدرضا حجارزاده :
نگاهی به فیلم «زینب» ساخته علیرضا توانا
سال‌های زیادی نیست که سینمای کشور ما، گونه تازه‌ای از سینما را با عنوان «سینمای معناگرا» در میان خود شناخته است که از همان سال‌های ابتدای پیدایش این پدیده نوظهور، شناسه‌ها و مشخصات خاصی برای آن تعریف و منظور شد و با همان شاخصه‌ها پیش رفت و در ذهن تماشاگر امروز سینمای ایران جا افتاد.

فیلم‌های بسیاری در این ژانر ساخته شدند و تماشاگر ذوق‌زده سینما، کمابیش با آن ارتباط برقرار کرد و به استقبال فیلم‌های معناگرا شتافت. از مهم‌ترین تولیدات چنین فیلم‌هایی، می‌توان به فیلم‌های «هبوط»، «زیر نور ماه»، «یک بوس کوچولو»، «آرامش در میان مردگان»، «وقتی همه خواب بودند» و «خانه‌ای روی آب» اشاره کرد که هرکدام با داستانی آمیخته به نشانه‌هایی از مرگ، ابدیت، یقین یا شک در وجود پروردگار و گمراهی و هدایت، به داستانگویی و تصویرپردازی روی کرده بودند. برخی در این میان، توفیق اقبال عمومی یافتند و حتی از جانب منتقدین، آثاری مهم و جدی تلقی و تشویق شدند  برخی دیگر، نه توجه تماشاگر عام و خاص را به خود جلب کردند و نه منتقدین را راضی.

«زینب» نیز با چنین رویکردی ساخته شد ولی ناگفته پیداست هرگز داعیه معناگرا بودن را نداشته و ندارد، چرا که برخلاف داستان پررمز و راز فیلم، خود اثر عاری از هرگونه نماد و ایمان‌های شعاری و امتحان پس‌ داده است و اتفاقا از همین حیث است که زینب با دیگر نمونه‌های مشابه در تمایز است و باید این تفاوت مهم را جدی انگاشت و بی‌تفاوت از آن نگذشت؛ اینکه فیلمی با هدف بیان داستانی عارفانه، ساده‌ترین شیوه‌ها را برای به تصویر کشیدن نمادهای مورد نیاز به کار گیرد، طوری که در پایان، هم بی‌آنکه لقمه را وارونه به خورد مخاطب دهد، او را از آنچه طالب دیدن و شنیدنش بوده، سیراب کرده و به اصطلاح حرفش را زده و هم زیباترین نشانه‌های کاربردی بصری را به خدمت گرفته است و فیلم، گنگ و الکن از بیان صحیح بصری نیست.

اما دقت در این امر ضروری است که چنین فیلمی با هوشمندی خالق و نویسنده‌اش- علیرضا توانا- هرگز در دام شعارگرایی نمی‌افتد و به شدت از آن پرهیز می‌کند، مبادا که تماشاگرش از جلوه ظاهری حرف‌های پیش از این گفته شده، خسته و بی‌حوصله باشد و دل به همراهیبا اثر ندهد. اینجا کلام موجز و کوتاه است، با توضیحات اضافه سروکار نداریم و تکرار فقط منوط به کدهایی است که در خدمت فضای فیلم و آدم‌هایش باشد.اینجا هرچه هست، احساس نه بازیگرها که کاراکترهاست؛ صداست. نور است و نگاه. دوربین چیزی را می‌بیند که تماشاگر دوست دارد ببیند و تماشاگر در تماشای زینب، ناخواسته و بی‌انتخاب چه زیبابین است. درست همانند خود زینب (روناک یونسی) که در پی دیدن زیبایی‌ها و نادیدنی‌هاست، پیش از آنکه این نعمت بی‌همتای الهی را از دست بدهد.

زینب فیلمی است درباره شناخت انسان و درک او از هستی و عشق. برخلاف آنچه سروشکل فیلم نشان می‌دهد، داستان فیلم زینب اصلا پیچیده نیست که دلنشین و ساده و روان است؛شخصیت‌های فیلم نیز هیچ‌کدام شکل و شمایل عجیب و غریبی ندارند. دقت کنید به این نکته که در طول فیلم، هیچ یک از شخصیت‌ها منفی نیستند؛ همه انسان‌های خوب، پاک، منزه و مقدسند. انسان‌ها اینجا، همه انسان‌هایی معمولی هستند، با لباس‌هایی ساده و بی‌ریا؛ عادی‌ترین انسان‌هایی که در هر جای دنیا امکان حضور و زندگی دارند. از همین انسان‌های به ظاهر معمولی، کارهای عجیب و غریب سر نمی‌زند و در پی معجزه نیستند؛ گویی که بزرگ‌ترین گویی که بزرگ‌ترین معجزه، خود انسان است و نه شفای او. معجزه حقیقی، هدایت انسان است به سوی نور.
منبع: همشهریhttp://www.hamshahrionline.ir/News/?id=79929 

گفتگوی سایت خبری برنا با کارگردان فیلم زینب (پیش از برنده شدن در جشنواره)


«زینب» نگاه ویژه ای به نشانه های موجود در اطراف انسان ها دارد

«زینب» فیلمی بامحتوای عرفانی بوده و در تلاش است تا به مخاطب بفهماند که باید نشانه های موجود در اطراف خود را جدی بگیرند.


علیرضا توانا کارگردان فیلم 112 دقیقه ای «زینب» که فیلمش به بخش مسابقه آثار ویدئویی بلند بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر راه پیدا کرده است در گفتگو با خبرنگار هنری برنا با بیان این مطلب گفت: فیلم «زینب» با نگاه ویژه به نمادها و نشانه هایی که در اطراف انسان ها وجود دارد، ساخته شده است.
وی افزود: خط اصلی اندیشه و تفکر در این فیلم جدی گرفتن نشانه هاست و حتی این جمله که «باید نشانه ها را جدی گرفت» بارها و بارها از زبان شخصیت های اصلی فیلم نیز شنیده می شود. از نگاه آنها همه چیز از ساده ترین تا پیچیده ترین مسائل اطراف ما یک نشانه است.
توانا با بیان اینکه این فیلم محتوای عاشورایی یا مذهبی ندارد، در توضیح نام فیلمش به برنا گفت: یکی از دلایل نامگذاری فیلم به نام «زینب»، جمله زیبای حضرت زینب سلام الله علیه بود که پس از واقعه عاشورا وقتی از ایشان پرسیده می شود که در کربلا چه دیدی، می فرماید در کربلا جز «زیبایی» چیزی ندیدم.
به گفته کارگردان فیلم «زینب»، این جمله را کسی می گوید که عذاب ها و مشقت های بسیاری را تحمل می کند و گفتن این جمله من را به شدت تحت تاثیر قرار داد؛ به همین دلیل تصمیم گرفتم که نام شخصیت اصلی را زینب گذاشته و نام فیلم هم برگرفته از شخصیت اصلی باشد.
وی با بیان اینکه نگارش فیلمنامه «زینب» 5 سال طول کشیده است، اظهار داشت: کار ساخت فیلم «زینب» که از آذرماه سال گذشته شروع شد، بسیار سخت بود. چرا که تنها نیمه ای از فیلم سال گذشته و در سرمای بی سابقه در تهران تولید و بقیه فیلم در کویر یزد و در شرایطی که بیش از 50 سانتی متر برف آمده بود؛ ساخته شد.
این کارگردان در توضیح شخصیت زنیب گفت: زینب که دانشجوی دکترای رشته عرفان و ادیان است، همزمان با نگارش پایان نامه اش درباره غیب در حال نابینا شدن است و این نابینایی منجر به مرگ او می شود.وی در طول مدت بیماریش در این چالش قرار دارد که آیا چشم خود را جراحی کند یا با توجه به نشانه ها و نمادهایی که در اطراف خود می بیند از حداقل زندگیش بهره ببرد.
به گفته توانا، شخصیت اصلی فیلم در نهایت متوجه می شود که غیب، چیز دور از دسترسی نیست و همه انسان ها در طول عمر خود با آن زندگی می کنند اما بسیاری از مردم آن را نادیده گرفته و هیچ گاه تلاش نمی کنند که به دنبال معنای زندگی و نشانه ها بروند.
وی یکی دیگر از ویژگی های فیلم زینب را موسیقی آن عنوان کرد و گفت: برای فیلم «زینب» موسیقی متن استفاده نکردم و تلاش شد تا بواسطه آواها و صداهای پس زمینه به یک صدای موسیقیایی برسیم و در حقیقت مخاطب بدون آنکه صدای موسیقی ساخته شده ای را بشنود احساس می کند که در حال شنیدن موسیقی است.
کارگردان فیلم «زینب» در پایان ضمن تشکر از مسوولین صدا و سیما، جشنواره فیلم فجر و بنیاد سینمایی فارابی که زمینه نمایش این فیلم را فراهم کرده اند، خاطرنشان کرد: لازم است که از تلاش های ویژه دکتر جواد حاتمی تشکر کنم چرا که اگر مشاوره های و کمک های ایشان نبود هیچ گاه فیلم زینب ساخته نمی شد.
به گزارش خبرنگار هنری برنا، در فیلم «زینب»، روناک یونسی در نقش «زینب»، پژمان بازغی، کیکاووس یاکیده، پریسا شاهنده، فریبا جدی کار، احمد علی حامد، هستی محمایی، علیرضا نیل فروشان، بهار طاهری، اردشیر فدایی، عصمت صفوی، به ایفای نقش می پردازند.
سایر عوامل فیلم عبارتند از : تهیه کننده و کارگردان، نویسنده و تدوین: علیرضا توانا، دستیاراول کارگردان و روابط عمومی: سعید زین العابدینی، دستیار دوم کارگردان و عکاس: سلاله مرادی، منشی صحنه: کرشمه افسری، مجری طرح: احمد علی حامد، مدیر برنامه ریزی و جانشین تولید: احد صادقی، فیلمبردار: سعید پوراسماعیلی و محسن گودرزی، صدابردار: فرزام منطقی، صداگذاری و ترکیب صدا: حسین ابوالصدق، طراح چهره پردازی: مهرداد میرکیانی، طراح لباس: پریسا شاهنده و طراح صحنه : دهقان محمدی.

۱۳۸۹ مهر ۱۴, چهارشنبه

خلاصه داستان و تم فیلم زینب اثر استاد علیرضا توانا

یکی از هنرمندان توانا که در ایشان اسم با مسمّا به وضوح منطبق است، جناب استاد "علیرضا توانا" است. این هنرمند بزرگ که اثرش مرتبه ی اندیشه و جایگاه هنری او را بازگو می کند، تا کمی پیش از این، مهجور مانده بود و فرصتی برای ساخت و ارائه ی فیلم بلند به وی داده نمی شد که خوشبختانه در سال 1386 پس از سالها ، امکانات محدودی برای ساخت فیلم بلند به ایشان داده شد، و ایشان اولین کار بلند خود را ساخت؛ و سال 1387  فیلم ایشان برنده ی بهترین فیلم در جشنواره ی فجر  و نامزد بهترین کارگردانی شد . این فیلم بلند  جناب آقای علیرضا توانا  "زینب" نام دارد که خود ایشان نویسندگی و تهیه کنندگی و کارگردانی و تدوین این اثر را به عهده داشته اند.
 داستان این فیلم در مورد دختری به نام "زینب" است که دانشجوی دکترای ادیان و عرفان است. او با اشتیاق و جدیت فراوان، مشغول نوشتن پایان نامه ی خودش است. او در پایان نامه اش در می یابد که هر چیزی نشانه است و حتی خود او هم نشانه است و در درون او نشانه ای از تمام آنچه در کائنات وجود دارد هست....
 او در پی این است که دریابد آیا می توان نشانه ها را در یک محدوده قرار داد ؟ اگر نمی شود چه کار باید کرد و چاره چیست؟
او در پی این است که بفهمد آیا آن چیزهایی را که عموم مردم (نمی بینند) می توان دید؟
او در هنگام نوشتن پایان نامه و پژوهش خود، دچار یک بیماری می شود و در آستانه ی از دست دادن چشم خویش و سپس مرگ قرار می گیرد؛ اما او مصمم است که هر طور شده پاسخ های پرسش های خود را دریابد. او مأنوس با قرآن است و با قرآن ارتباط قلبی دارد و برای کارهایش با قرآن مشورت می کند و از آن راهنمایی و الهام می گیرد. او دریافته است که باید نشانه ها را جدی بگیرد و بابد به آنکه دوستش دارد  اعتماد کند.
او نشانه ها را جدی می گیرد و در رؤیا به سفری  می رود و به کشف و شهود دست می یابد و موفق می شود نادیده ها را ببیند.
نشانه ها و اشارات موجود در این فیلم، بسیار فراوان و بسیار عمیق و شگفت انگیز است. آرزو می کنیم که ایشان نوشته های دیگر خود را نیز یکی پس از دیگری بسازند و به علاقه مندان عرضه کنند.
حوزه ی کاری اینجانب مباحث معنوی و معرفتی است که از نگاه خودم فیلم را بررسی می کنم، اما بقیه دوستان نیز لطف می فرمایند و از جنبه  معرفتی و  از جنبه  هنری و ...  این اثر را بررسی می کنند.
از نگاه من ، فیلم زینب تِم های گوناگونی دارد که به چند مورد اشاره می کنم:
*هر چیزی و هر پدیده ای نشانه است و هستی از طریق همه چیز به ما پیام می دهد و ما باید نشانه ها را جدی بگیریم.
*هستی غیب و باطنی دارد، و هستی و امور هستی فقط به همین ظواهر خلاصه نمی شود.
*مردن پایان انسان نیست و انسان با مرگ نابود نمی شود.
*برای درک نشانه ها چاره ای وجود ندارد، جز اعتماد به نادیده ای که نشانه ها را برای ما قرار می دهد. آن نادیده از طریق قرآن و ... نشانه های را برای ما قرآن می دهد. او ضمنا از همین طریق نشانه ها را برای ما معنا می کند.
*جهان باطنی دارد و نظامی را داراست که به پرسش های انسانِ حقیقت جو پاسخ می دهد. 
* ما به حال خودمان رها نشده ایم، و همواره حق به شکل های مختلف ما را راهنمایی و یاری می کند، و آرامش و آگاهی را به طالبانش هدیه می دهد. 
* اگر راز هر پدیده ای را دریابیم، می فهمیم که آفرینش جهان سراسر زیبا و خوب است.
* افراد ارزش ها و نگرش ها مختلفی دارند و هر کس از منظر خودش به حقیقت می نگرد و از منظر خودش با حقیقت مواجهه دارد؛ و دیگران چون از آن منظر به حقیقت نمی نگرند ، نمی توانند کسی را که ارزش ها و اهداف دیگری دارد و نگرشش فرق می کند درک کنند.
همراهان گرامی، لطفا  شما نیز هر برداشتی دارید،  یا هر نکته ای در باره فیلم، یا  در مورد نوشته هایی که در این وبلاگ می خوانید به ذهنتان می آید در بخش پیام های این وبلاگ بنویسید و یا به این آدرس ارسال فرمایید :alinazer49@gmail.com   تا مباحث پربارتر شود.  با سپاس فراوان
استاد علیرضا توانا نویسنده و کارگردان فیلم زینب


روناک یونسی در نقش زینب

پژمان بازغی در نقش مصطفی، الیاس، مهدی