پرسش آقای "صدرا" از خانم بهار:
با سلام خدمت همه دوستان و امید موفقیت برای استاد علیرضا توانا ... پرسشی از خانم بهار داشتم که امیدوارم به آن پاسخ گویند . پیشاپیش از توجه ایشان سپاسگزارم . آیا زنان نیز می توانند هم چون مردان به سیروسلوک بپردازند ؟ آیا نسبت مصطفی و زینب در این فیلم فوق العاده ، هم چون نسبت روح و تن بود ؟ ( عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست ـــــ تا کرد مرا خالی و پر کرد ز دوست ... )
خانم بهار ؛ آیا در سلوک عملی ؛ زنی می تواند « مراد » باشد و مردی « مرید » ؟ ( ببخشید اگر پرسش هایم زیاد یا مبهم شد . بسیار ممنونم .)
پاسخ خانم بهار :
سیرو سلوک و رسیدن به کمال و قرب الهی ، یک مسئله ی باطنی و درونی است و هیچ تفاوتی از این نظر بین زنان و مردان وجود ندارد و تفاوتها فقط مربوط به مسائل بیرونی و ظاهری است که در بحث "مراد و مرید " انشاءالله به آن اشاره خواهم کرد .
اتفاقا فکر می کنم یکی از نکاتی که فیلم "زینب" می خواست به آن اشاره کند ، همین مسئله بود (بحث سیرو سلوک زنان) . در عین حال که با به کار بردن نام "زینب" - با ظرافت - از زیبا بینی بزرگ زنی یاد کرد که آن همه رنج و سختی را در واقعه ی کربلا "زیبا" دید .
می دانید که زیبا دیدن مربوط به مقامی در سلوک عملی است که "احسان" نام دارد . در این مقام سالکان چون به شهود حقیقت می رسند ، زیبا فکر می کنند ، زیبا می بینند و زیبا رفتار می کنند .
از بزرگ بانوی اسلام و مادر بزرگوارشان که سرور بانوان جهان هستند ، بگذریم ، زنان دیگری هم در طول تاریخ بوده اند که منازل سیرو سلوک را با موفقیت طی کرده و به مقامات عالیه رسیده اند .
در کتاب "حضور پیدا و پنهان زن در متون صوفیه" نوشته ی خانم "زهرا طاهری" به معرفی زنان عارفی که از آغاز سده های نخستین هجری تا قبل از انقلاب مشروطه ، زندگی می کرده اند ، پرداخته شده است که از جمله ی آنان علاوه بر "رابعه ی عدویه "، "فاطمه نیشابوری" است که هم دوره ی عارف بزرگ "بایزید بسطامی" بوده و همسر او هم از شاگردان بایزید بوده است .
سوال دومتان در مورد مصطفی و زینب هم ، به یک معنا "مصطفی" برای "زینب" به مثابه "روح" بود ، چون به او زندگی تازه ای بخشید .
سوال دیگرتان در مورد "مراد و مرید" بود . تا آنجا که اطلاع دارم "مراد" به کسی اطلاق می شود که :
مراحل سیرو سلوک را طی کرده است و به کشف و یقین رسیده و "منصب" شیخی و مقتدایی دارد و به تکمیل ناقصان می پردازد .
و "مرید " کسی است که : از اراده و خواست خود آزاد (مجرد) بوده و از ماسوی الله بریده و به نقصان خود می نگرد و دائما در طلب کمال است ....
از آنجایی که زنان هم می توانند مراحل سیرو سلوک را مانند مردان طی کنند ، پس حتما هم می توانند به "مقام" مرادی برسند (یعنی مقام کسی که منازل را طی کرده و کامل است ) ولی اینکه چنین "منصبی" هم داشته باشند یعنی به کار هدایت و راهنمایی سالکان بپردازند ، نه در طول تاریخ ارسال پیامبران و نه در میان بانوان بزرگ اسلام و نه در سلاسل صوفیه ی مسلمان (حداقل تا آنجایی که بنده اطلاع دارم) ، چنین چیزی مشاهده نشده و یا زنی به عنوان "شیخ " و یا "قطب" معرفی نشده است .
البته گمان می کنم صحت و درستی این روش پسندیده ، با عقل بشری هم کاملا قابل درک و فهم است .
با آرزوی توفیق روزافزون برای شما
(پاسخ از سرکار خانم بهار، صاحب وبلاگ فیض گل www.feyzegol.persianblog.ir )
با سلام خدمت همه دوستان و امید موفقیت برای استاد علیرضا توانا ... پرسشی از خانم بهار داشتم که امیدوارم به آن پاسخ گویند . پیشاپیش از توجه ایشان سپاسگزارم . آیا زنان نیز می توانند هم چون مردان به سیروسلوک بپردازند ؟ آیا نسبت مصطفی و زینب در این فیلم فوق العاده ، هم چون نسبت روح و تن بود ؟ ( عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست ـــــ تا کرد مرا خالی و پر کرد ز دوست ... )
خانم بهار ؛ آیا در سلوک عملی ؛ زنی می تواند « مراد » باشد و مردی « مرید » ؟ ( ببخشید اگر پرسش هایم زیاد یا مبهم شد . بسیار ممنونم .)
پاسخ خانم بهار :
سیرو سلوک و رسیدن به کمال و قرب الهی ، یک مسئله ی باطنی و درونی است و هیچ تفاوتی از این نظر بین زنان و مردان وجود ندارد و تفاوتها فقط مربوط به مسائل بیرونی و ظاهری است که در بحث "مراد و مرید " انشاءالله به آن اشاره خواهم کرد .
اتفاقا فکر می کنم یکی از نکاتی که فیلم "زینب" می خواست به آن اشاره کند ، همین مسئله بود (بحث سیرو سلوک زنان) . در عین حال که با به کار بردن نام "زینب" - با ظرافت - از زیبا بینی بزرگ زنی یاد کرد که آن همه رنج و سختی را در واقعه ی کربلا "زیبا" دید .
می دانید که زیبا دیدن مربوط به مقامی در سلوک عملی است که "احسان" نام دارد . در این مقام سالکان چون به شهود حقیقت می رسند ، زیبا فکر می کنند ، زیبا می بینند و زیبا رفتار می کنند .
از بزرگ بانوی اسلام و مادر بزرگوارشان که سرور بانوان جهان هستند ، بگذریم ، زنان دیگری هم در طول تاریخ بوده اند که منازل سیرو سلوک را با موفقیت طی کرده و به مقامات عالیه رسیده اند .
در کتاب "حضور پیدا و پنهان زن در متون صوفیه" نوشته ی خانم "زهرا طاهری" به معرفی زنان عارفی که از آغاز سده های نخستین هجری تا قبل از انقلاب مشروطه ، زندگی می کرده اند ، پرداخته شده است که از جمله ی آنان علاوه بر "رابعه ی عدویه "، "فاطمه نیشابوری" است که هم دوره ی عارف بزرگ "بایزید بسطامی" بوده و همسر او هم از شاگردان بایزید بوده است .
سوال دومتان در مورد مصطفی و زینب هم ، به یک معنا "مصطفی" برای "زینب" به مثابه "روح" بود ، چون به او زندگی تازه ای بخشید .
سوال دیگرتان در مورد "مراد و مرید" بود . تا آنجا که اطلاع دارم "مراد" به کسی اطلاق می شود که :
مراحل سیرو سلوک را طی کرده است و به کشف و یقین رسیده و "منصب" شیخی و مقتدایی دارد و به تکمیل ناقصان می پردازد .
و "مرید " کسی است که : از اراده و خواست خود آزاد (مجرد) بوده و از ماسوی الله بریده و به نقصان خود می نگرد و دائما در طلب کمال است ....
از آنجایی که زنان هم می توانند مراحل سیرو سلوک را مانند مردان طی کنند ، پس حتما هم می توانند به "مقام" مرادی برسند (یعنی مقام کسی که منازل را طی کرده و کامل است ) ولی اینکه چنین "منصبی" هم داشته باشند یعنی به کار هدایت و راهنمایی سالکان بپردازند ، نه در طول تاریخ ارسال پیامبران و نه در میان بانوان بزرگ اسلام و نه در سلاسل صوفیه ی مسلمان (حداقل تا آنجایی که بنده اطلاع دارم) ، چنین چیزی مشاهده نشده و یا زنی به عنوان "شیخ " و یا "قطب" معرفی نشده است .
البته گمان می کنم صحت و درستی این روش پسندیده ، با عقل بشری هم کاملا قابل درک و فهم است .
با آرزوی توفیق روزافزون برای شما
(پاسخ از سرکار خانم بهار، صاحب وبلاگ فیض گل www.feyzegol.persianblog.ir )
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر